پارت هشتاد و نهم :

کلافه و بی حوصله کش موهایم را باز کردم. فرهای وحشی و درشت؛ دور صورت و گردنم را احاطه کرد. عصبی و کج خلق پیراهن راسته و تنگم را بالا زدم و پاهای برهنه ام را روی تخت دراز کردم و پوفی کشیدم. نگاهم به پنجره ی نیمه باز اتاق و توری نازکش بود که همراه نسیم خنک ماه آخر تابستان می رقصید که چند تقه به در خورد و پس از آن صدای ژیوار آمد!
- لاوین جان اجازه هست بیام داخل؟!
مانند فرفره از جا پریدم و خوØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مارال

    3

    خیلی سرنخها هنوز مجهول مونده نویسنده جان میدونم خسته ات کردیم اما اگه ممکنه پارتها رو بلند تر بزار مرسی واقعا

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    مهربونم شما کمی عجله دارید برای آخر قصه اما کمی صبور باشید 🙏❤️🌹

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    از این متعجب تر نمیشم ژیوار بدست آریا به قتل می رسه من از آریای بد اخلاق می ترسم بخدا 🥶🥶

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    چقدر از آریا می ترسی 🤭😁

    ۳ ماه پیش
  • هانی

    1

    پارتت داغ بود لیداجان قلبمو لرزوند احساس ژیوار رفت تو رگ و خونم خداا

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزممم ممنون 🥰❤️

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    نویسنده جان بیا و بگو آریا زنده است تو رو خدا 😭😭

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    آریا اینقدر خاطر خواه داشت؟؟ شخصیت خاکستری آریا هم طرفدار داره هم مخالف👌

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    1

    مگه میشه عشق خاصی مثل آریاکه سراسر غیرت بود رو نادیده گرفت اون دوستش داشت

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیزمم چقدر زیبا توصیف کردی🌹❤️

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    بدی رو لاوین کرد که از اول با عشقش صادق نبود

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بله و همین مهمترین موضوعه ❤️🌹

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    1

    ناراحتم و پارت بعدی رو نمی خونم تا چند پارت جدید بیاد و بفهمم آریا حالش خوبهه

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیز دلم پارت جدید آپلود شد ❤️🌹

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    فقط می تونم بگم آریا حق داشت نسبت به ژیوار حس خوبی نداشت

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    حس ششمش در ابن زمینه درست حدس زده بود ❤️🤭

    ۳ ماه پیش
  • هانا

    2

    بی نظیر بود اصلا نمی تونستم تصور کنم به اینجا ختم میشه

    ۳ ماه پیش
  • نازنین

    1

    من میگم عشق بیش از حد آدمو دیوانه میکنه آریا دیوانه ی لاوین بود مخصوصا بعد فهمیدن گذشته ی دردناکش

    ۳ ماه پیش
  • مارال

    3

    من حس میکنم طرفداران آریا بیشتر از طرفدارن ژیواره اگه اینطوره لایک کنید ببینم چند نفرطرفدار آریا هستن

    ۳ ماه پیش
  • مارال

    1

    رفتم تو حس پارت و لذتش رو بردم اما حیف پارت کوتاه بود نویسنده ی قلم طلایی 🌹

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    2

    چقدر زیبا از احساسش گفت حالا اون آریای سگ اخلاق یعتی دق داد لاوین بدبختو

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    2

    یعنی اصلا انتظار این ماجرا رو نداشتم ❤❤

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    2

    ببین چقدر ژیوار جنتلمن و جذابه مرحبا داره والا

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️