پارت هشتاد و هشتم :

صاف ایستادم و سینی نقره نشان را روبروی ژیوار بردم و تعارف کردم. ژیوار سربالا گرفت و نگاه خمار و کلافه اش که به چشمانم افتاد گویی چون طلسم شدگان در همان حالت مردمکهایش قفل چهره و چشمانم شد و دستانش حرکت کرد و فنجان چای را برداشت. انگار اولین بار بود که برایش چای برده ام. زیر نگاه داغ و بی تابش که سعی داشت با شلاق نجابت و شرم کنترل و رامش کند در حال آب شدن بودم. فوری قد صاف کردم و سینی را روبروÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    0

    از همون اول میدونستم احساس ژیوار و دوست داشتنش فراتراز این حرفاست ولی عشقو ازدواج و دیگه فکر نمیکردم

    دیروز
  • اعظم

    0

    منم اگه لاوین با ژیوار ازدواج کنه دلم خنک میشه بعدشم فکر کنم آریا قبل از ازدواج خودشو برسونه 😊😊

    ۱ ماه پیش
  • سوگل

    1

    یعنی سر آریا چی اومد؟ با شیلا رفت خارج؟ برگشت خونه؟ زنده هست مرده؟🤦 ♂️🤦 ♂️🤦 ♂️ شیلای عوضیی

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    کمی صبور باشید قشنگم❤️

    ۳ ماه پیش
  • .....

    1

    به نام خدا و پیوند دهنده ی قلبها ژیوار بلخره تورش رو پهن کردخخ

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عالی بود 😁🫣

    ۳ ماه پیش
  • .....

    2

    آریا کجایی که لاوین رو عروس کردن یاخدا تصور ورود ِریا هم ترسناکه

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    🫣😅

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    1

    شایدم همه اینا یه خواب باشه از طرف لاوین

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بیداره عزیزم ❤️

    ۳ ماه پیش
  • ....

    1

    آریای بی لیاقت زنتو برای یه عاشق دلخسته نشون کردن خخ قیصر آریا وارد میشود خخ

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    😁🥰

    ۳ ماه پیش
  • ....

    1

    دست مریزاد برای این رمان خوب و نویسنده ی عزیزمون واقعا عالی بود 👏👏

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    من از حضور و همراهی تون سپاسگزارم ❤️🙏

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    1

    قابل توجه آقایون نمک نشناس قدر خانمتون بدونید

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    0

    آقا همینه قدر زنتو ندونی یه روزی از دستش میدی

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    0

    آریای قدر نشناس کجاست نگاه خمار ژیوار رو ببینه خخ

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    0

    یعنی شوکه کننده تر از پارت قبلی مرسی واقعا من عاشق این وصالم

    ۳ ماه پیش
  • یه غریبه

    0

    آخ آخ آخ ژیوار آخرش طاقت نیاورد و لاوین رو برنده شد خخ

    ۳ ماه پیش
  • سحر

    0

    لطفا دو تا پارت بزارید امروز خو اهشا ممنونم 🙏🙏🥺

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    3

    قسم می خورم خون هر دوشون رو می ریزه آریا بخاطرش همه خواسته های شیلا رو قبول کرد بعد بزاره براحتی زنشو..

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️