لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت نود :
حس شرم غریبی را تجربه می کردم که برایم تازگی داشت. تنم گُر گرفته بود و حرارت از گوشهایم بیرون میزد. ژیوار قبلا بارها و بارها مرا بوسیده بود اما حسی که از بوسه هایش می گرفتم مانند زمانی بود که پدر مرا می بوسید و نوازش می کرد. به همان اندازه پاک و مقدس و ستایش کننده!
اما اینبار طعم لبان داغ و پر حرارت ژیوار با دفعات قبل فرق داشت. جوری عاشقانه و پرحرارت پشت دستم را با نگاه پر تمنایش می نگریسØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

لیدا صبوری | نویسنده رمان
صد در صد ❤️🌹
۳ ماه پیشهانی جونم
0منم کاملا با این حرف موافقم مرسیی
۲ ماه پیشزیبا
0من این پارت رو چند بار خوندم مرسی از قلم روان و جذابتون
۳ ماه پیشRoya
1حق با ژیواره قبولش سخت و باور نکردنیه نزدیک شدن به محرم خودت در صورتیکه واقعا محرم نیست گیج کنندگی قلمتون محشر 🤩الان دنبال راه حلم
۳ ماه پیشRoya
1بخوام به این پارت نمره بدم به دبدگاه روان شناسی بی نظیرتون به احساس ژیوار که اینقدر زیبا توصیفش کرد از صد صد و بیست میدم
۳ ماه پیشRoya
1یعنی عالی بود وصف هیجانات ژیوارو احساس سرکوبگر لاوین 🤍 قلمتون بخدا نفس می کشه مرسیی
۳ ماه پیشماهی
1هووف چراا از اریاا خبری نییست دیگه نمیتوننمم کجاایی اریاا
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیز دلممممم❤️🫣
۳ ماه پیشماهی
2هعیی ببین اریا انقدر بد رفتار کردی باهاش که الان دیگه هیچ حسی بهت نداره البته شاید هم داره فقط میخواد احساساتش رو خاموش کنه فقط خدا میدونه
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
بله کاملا درسته👌 داره با احساساتش می جنگه برای فراموش کردنش 💔
۳ ماه پیشمیم
2عجب اوضاعی شد،البته غیر این بود تعجب داشت،سالها یجور دیگه دوستش داشته و اونم به خودش تلقین کرده یجور دیگه دوستش داره،حالا یهویی که حسشون تغییر نمی کنه یکم زمان می بره 🥺🙏🏻
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزممم چه خوب بیان کردید بله همین طوره 👌❤️
۳ ماه پیشیه غریبه
1نویسنده جان خسته نباشید پارت جدید نداریم🙏
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
گذاشتم قشنگم❤️🌹
۳ ماه پیشیه غریبه
0لاوین می خواد از ژیوار فاصله بگیره روش نمیشه بگه بهش بعد ژیوار فکر میکنه می خواد راه حل بده
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
ژیوار چون دیوانه وار عاشقه همچنان امید داره🌹❤️
۳ ماه پیشمارال
1عاشقانه ای که بدنبالش اما اگر و افکار درهم برهم باشه عاشقانه نیست اجباره
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
دیدگاه شون تا قبلش یه جور دیگه بود و حالا تغییر کرده این باعث میشه همو پس بزنن👌
۳ ماه پیشژاله
1هنوز شروع نکرده همو پس زدن ژیوار باید در همون ن جایگاه عنوان باقی میموند
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
شابد موفق بشن و عشق بینشون شکل بگیره😉❤️
۳ ماه پیشماهی
0دوروزه پارت نداشتیمم🥺🥺
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
گذاشتم گلم 🌹❤️
۳ ماه پیشماهی
0دوباره این پارت رو خوندم و بیشتر حرصی شدم از ژیوار باید با همون احساس ادامه میدادی دیگه چرا اریا نیست واقعا من نمیتوونم بدون اریاا
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیز دلمم یکم صبور باش 🙏😁❤️
۳ ماه پیشماهی
0لطفا منو ازین خمااریی نجات بدیین
۳ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیز دلمی شما ❤️ اما نمی تونم رمان رو اسپویل کنم و جلوتر از روند قصه چیزی بگم باید قدم به قدم همراهم بیایید جلوتر تا متوجه سرگذشت آریا بشید
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مارال
1عین روز روشنه لاوین هنوز دلش تو کوچه پس کوچه های عشق آریا درگیره