پارت چهل و یک :


از نگاه سمک
(یک ساعت بعد از شلیک به نیو)
به بهگام پیام دادم که می‌خوام دستگاه مسخره رو تحویلش بدم و برمک رو پس بگیرم.اما هنوز جواب نداده بود.به ساعت دوِ شب نزدیک می‌شدیم و بعید نبود خواب باشه.
آرمان که رانندگی می‌کرد،به خاطر نیو ناراحت بود و گوله‌گوله اشک می‌ریخت.
گریه‌هاش عصبی‌م می‌کرد.
بهش تشر زدم: «بسه دیگه،چه‌قد مُف‌مُف می‌کنی!»
با آستین دماغ‌شو پاک کرد:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت سمک در رمان نیو سمک
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
آخرین نظرات ارسال شده
  • زن حاجی

    0

    اینا هم عجب کله خرایین جدی رفتن یه جسد دزدیدن جیگرشو درارن سمک برای برادرش چه کارا که نمیکنه 🫣

    ۲ ماه پیش
  • زن حاجی

    0

    برگاام وای، پس از اینجا میادد

    ۲ ماه پیش
  • ماهو

    0

    اوکی از امشب دیگه باید با همراه برم دستشویی و بیام..😰

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    من باهات میام.

    ۲ ماه پیش
  • ماهو

    0

    پس دیگه نمی ترسم😊🥹

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😘

    ۲ ماه پیش
  • Marmar

    1

    چقد روند داستانو می پسندم خانوم 🤌

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ❤️😇

    ۲ ماه پیش
  • قل سوم(فانوس)

    0

    شادی جون بعدا فایل رمانتو فروشی میکنی؟ هرسری میام بخونمش هی نوشته ها میپرن نمیتونم بخونم

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نه فایل نمیشه. فایل شدنش مساوی‌ست با پخش شدن 😕

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    حالت لازاروس باحال بود امیدوارم وقتی مردم جسدم حالت بعل کردن به خودش نگیره خیلی خنده دار میشه😂 بالاخره زامبی مون اومد ولی از کجا سمک رو میشناخت که میگه اومدم پیشت؟ فقط جان و آرمان که نیازمند شلوار های جدید شدن🤣 چرا اینا هر نقشه ای میکشن گند میخوره توش؟ نکنه یه جور نفرین خانوادگیه؟

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بدشانسن طفلیا.

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    اوه اوه مراسم احضار. پیرزن دماغ غوزی🤣 ببین برای پیدا کردن برمک دست به چه کارهایی که نمیزنن. آرمان راست میگه ببین چه بدبختن که یه پیرزن باید مشکلشونو حل کنه اونم کسی که بدای احضارش باید رسما خودتو خفه کنی. جیگر آدم؟ این جور آدما مگه همونایی نبودن گه ارشک و آرن و آرش دنبالشون بودن؟

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله دقیقا شبیه همون گروه خلافکارن که اعضای بدن می‌دزدن 😅

    ۲ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    قبل اینکه پارت رو بخونم باید بگم که تا اینجا نیو دو بار سر این بدبخت ها کلاه گذاشته هیچ سر نیوارا هم کلاه گذاشته😂 واقعا بهترین *** و کلاهبردار و پول دوست دنیایی پسرم. حف اون خانواده قدرت رو نمیدونست

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    مردم هیچوقت قدر داشته‌هاشونو نمی‌دونن 😔

    ۲ ماه پیش
  • ....

    2

    کاش پارت بعدی که از سمک بود بعدش نیو بیاد دلم واسش تنگ شد

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بعدش آرنه ولی جمعه نیو با قدرت برمی‌گرده 👊

    ۲ ماه پیش
  • شیما

    3

    صد در صد این هموم دختریه که نیو توی خونه دیده بودش .. همون دختری که به نیو گفت کمکم میکنی فرار کنم

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    🤝

    ۲ ماه پیش
  • درنا

    2

    یه لحظه فکر کردم می خوان نیو بدبخت رو جگرشو در بیارن بدن به خورد اون پیرزنه واسه همین هم دزدیه بودنش. و این که جسد بلند شد گفت اومدم پیشت.. من ذوق و نمی تونم تا فردا صبر کنم چرا زودتر خوندمش😭😭

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اونقدرام پلید نیستن طفلیا😅 حتی به کشتن حیوون هم راضی نبودن.

    ۲ ماه پیش
  • درنا

    0

    خیلی عالی بودد

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون ❤️

    ۲ ماه پیش
  • رها

    2

    خیلی این پارتو دوست داشتم عالی بود

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    قربونت ❤️

    ۲ ماه پیش
  • سیاه

    2

    چه ورود هیجان انگیزی داشت زامبیه

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😎✌️

    ۲ ماه پیش
  • زن بابای نیو

    2

    وای وقدر این گروهشون خفنه کاش یه اسپین اف از سمک داشتیمم

    ۲ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    کاش. ولی نداریم.

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️