پارت چهل :
از نگاه سمک
(چهار ساعت قبل از شلیک به نیو)
همینطور که زخم سر جان رو تمیز میکردم گفتم: «باورم نمیشه...»
جان: «زخمش ناجوره؟»
«نه.باورم نمیشه تو از آرمان شجاعتری! حتی تونستی با جنها روبهرو بشی و عاقل برگردی! پس چرا خودزنی میکردی میگفتی ترسویی؟»
جان: «واقعیت از ترس ریده بودم.اما همهش قیافهی مظلوم برمک میومد جلو چشمم.یه صدایی تهِ قلبم میگفت؛ باید اون گنج
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
زن بابای نیو
0چقدر سمکو قضاوت کردیم نگو ویلن اصلی بهگامه
۴ ساعت پیشدرنا
0آقا اسم این شیرو خیلی آشناست.. تو هیچکسان نبود احیانا؟ ولی خوب جنه اشتباه گفت، سمک نیو رو نکشت.. آخرش نجاتش داد، حدس می زنم الان با نیو همکاری کنه بزنن بهگام و دار و دسته ش رو بکشن و اون آنتیکیترا هم بده به نیو بعد بازی
۴ ساعت پیشنقره پسند
0یا منو بکش یا این اوبی رو😂😂
۴ ساعت پیشسیاه
0طاقت سمک دیگه طاق شده
۴ ساعت پیشماشین فقط سمند سورن
0از دست این بهگام اوبی عصبی شدم😑😂بیچاره برمک بیچاره بچم نیوو🥲اون زامبیه به قدرت سمک ربط داره؟
۵ ساعت پیشماشین فقط سمند سورن
0این بهگام دیگه داره میره رو مخم، این یارو رسما منحرفی چیزیه(به قول آرمان اوبی)😑😂
۵ ساعت پیششوسپک
0بهگام اوبی🤣🤣👌
۵ ساعت پیششوسپک
1آقا عالیی عالی.. فقط هرچی فکر میکنم نقش زامبی رو توی زندگی سمک پیدا نمیکنم؟
۵ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

خواهر ممد الهه سابق
1ناگهان احساساتم زیر و رو شد. از الان توی تیم نیوم و از این باباها خوشم نمیاد