پارت سی و یک :

-دماغم و می‌گم‌، قرمز شده؟

سرش را به علامت مثبت تکان می‌دهد و من با لبخندی کوتاه سر تکان می‌دهم .

به سمت جمعیت قدم برمی‌دارم و به زنی که مانند من تظاهر به گریه می‌کرد قدم برمی‌دارم .

-خدا بیامرزه آقا مازیارو...خیلی آدم خوبی بودن


و قطره اشکی که از چشمم ، به دلیل سوزش پایین می‌آمد را با دستمال گرفتم .

با تعجب سرش را به سمتم چرخاند و نگاهم کرد .

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
تصویر شخصیت کسرا در رمان رقص آتش کسرا
آخرین نظرات ارسال شده
  • ◈◈◈

    0

    حاجی پشمامم

    ۲۳ ساعت پیش
  • زهرا

    0

    فکر کنم چون زیر دست شاهد بود و از همه چی خبر داشت نکشتش تا اطلاعات بگیره ازش و اینکه نه والا اگه میکشتش هم من مشکلی نداشتم بدتر از اینا حقش بوده

    ۶ روز پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    بدتر از اینا سرش میارن🤭(تراپی✖️شکنجه مازیار✅️)

    ۶ روز پیش
  • زهرا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نظرده

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    آنا اگه قرار بود همیشه از سر احساسات رفتار کنه نمیتونست اینقدر جا پای خودشو تو باند شمس سفت کنه🫶🏻✨️حتما دلیلی داشته

    ۱ ماه پیش
  • ....

    0

    نمیدونم چرا حس خوبی به پارسا ندارمم

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    0

    حاجی منمم منم بهش شک دارم

    ۱ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    توی پارتای بعدی بیشتر باهاش آشنا می‌شیم...

    ۱ ماه پیش
  • زهره

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    یه بلایی آنا سرش بیاره...روز ی صد بار بگه کاش می‌مردم🙄💔

    ۱ ماه پیش
  • هانیه

    0

    دیگه زیادی دارم سورپرایز میشم..

    ۱ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    الهی😂💔

    ۱ ماه پیش
  • ملکه

    0

    شاید چون هنوز دقیق نفهمیده برای چی از قبل زیر نظرش داشتن..

    ۱ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    شاید...🎀

    ۱ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    آنا دختری نیست که هیجانی تصمیم بگیره.حتماً دلیل خوبی داشته که زنده نگهش داشته

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️