رقص آتش به قلم مهسا ماهنما
پارت سی و دوم :
-ای..این چرا زندست؟مگه نکشتیش؟
روی صندلی چوبی زهوار در رفته مینشینم و میگذارم تا افراد پشت سرم دید بهتری به جسم مچاله شده روی تخت داشته باشند .
-پس...اونی که تو قبر بود کی...کی بود ؟
-لباساش...و چیزایی که ثابت کنه متوفی مازیار بوده!
انگشتانش را زیر آستین بلند لباس مخفی میکند و سعی میکند به سمتی که من نشسته ام و تختی که تکهای گوشت رویش افتاده نگاه نک
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

آرتمیس
0واقعا عالی بودی خسته نباشی یکی از بهترین رمان ها🥹😍