کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت صد و هفتاد و نهم :
چند نفس پیاپی گرفتم و از ماشین پیاده شدم. تقریبا نیمی از حیاط درندشت ویلا با ماشینهای لوکس و مدلبالا پر شده بود. سوئیچ را به نگهبانی که مسئول پارک کردن ماشین مهمانان بود، دادم و راه افتادم. راه رفتنم با آن کفشهای پاشنه بلند بیشباهت به خرامیدن طاووس نبود.
نه محض دلبرانه رفتار کردنی که به قول نغمه هیچ تبحری در آن نداشتم، فقط جوری استرس از ندانستن عاقبت این کار و بدتر از نگاه مستق
لطفا صبر کنید...
