پارت صد و هفتاد و نهم :

چند نفس پیاپی گرفتم و از ماشین پیاده شدم. تقریبا نیمی از حیاط درندشت ویلا با ماشین‌های لوکس و مدل‌بالا پر شده بود. سوئیچ را به نگهبانی که مسئول پارک کردن ماشین مهمانان بود، دادم و راه افتادم. راه رفتنم با آن کفش‌های پاشنه بلند بی‌شباهت به خرامیدن طاووس نبود.
نه محض دلبرانه رفتار کردنی که به قول نغمه هیچ تبحری در آن نداشتم، فقط جوری استرس از ندانستن عاقبت این کار و بدتر از نگاه مستق

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!