پارت هجده :



کایلا وارد آشپزخونه شد.
همین که از دیدشون خارج شد، لبخندی که با هزار زور روی لبش نگه داشته بود، فرو ریخت.
دو دستش رو لبه‌ی کابینت گذاشت و نفس عمیقی کشید.

اما انگار هوا هم از ریه‌هاش فرار می‌کرد.
صدای خنده‌ی رهاب، از پذیرایی، دوباره توی خونه پیچید.

خنده‌ای که از روزی که باهاش ازدواج کرده بود، حتی یه بار هم برای خودش نشنیده بود.

پلک‌هاش رو بست و زیر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کایلا در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت کایلا
تصویر شخصیت رهاب در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رهاب
تصویر شخصیت رساوین در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رساوین
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسترن

    0

    خیلی خوب بود ولی دیگه رهاب خیلی داره زیاده روی میکنه چندش فک میکنه تحفست

    ۳ هفته پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️