پارت بیست و هشتم :

کوهیار با سرعت می‌راند و به نرمی از میان ماشین‌ها عبور می‌کرد. نه آنقدر که مهتاب احساس ترس و ناامنی کند اما آنقدری که دستش را بند دستگیره ماشین کند و ناخداگاه کمرش را به پشتی‌ صندلی بچسباند‌.
هیچ حرفی در آن اتاقک کوچک که آن را بوی عطر او و هوای تمیز و ملایمی که از سوی کولر میامد پر کرده بود، نزده نشد. کوهیار در حالی که کف دستش را روی فرمان گذاشته و دست دیگرش را از آرنج به لبه در تکیه زØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کوهیار در رمان آنتوریوم کوهیار
تصویر شخصیت مهتاب در رمان آنتوریوم مهتاب
تصویر شخصیت باربد در رمان آنتوریوم باربد
تصویر شخصیت باران در رمان آنتوریوم باران
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    عالی و زیبا بود مرسی بانو جان ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ ❤️ خسته نباشید

    ۲ ماه پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    عزیزمی❤️

    ۲ ماه پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    عزیزمی❤️

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    هنر زیبا و دوست داشتنی و جذاب و بی نظیر یک هنرمند، چنین رمان شاهکاری خلق کرده.. فقط یک نویسنده توانا و حرفه ای و با استعداد می تونه چنین شاهکاری خلق کنه❤️ بهترینی بانو جانم❤️ بهترین ها رو برات آرزومندم❤️

    ۲ ماه پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    مرسی فرشته جانم واقعا لطف و محبت داری شما به من❤️

    ۲ ماه پیش
  • :))

    0

    وایی عالی بود .😂😂 امیدوارم به گوش آقای برادر نرسه مهتاب چی راجبش گفت 🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    رمانی شاهکار که همیشه در قلب و ذهن آدم ماندگاره❤️

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    من پارت بعدی رو می خوام.. می خوام.. می خوام😭💔

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    آخه مگه میشه یه رمان بی نهایت جذاب باشه؟😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • فرشته

    0

    وای..عالی بود.. چه کردی مهتاب😂😂

    ۲ ماه پیش
  • مهسا

    2

    باران اگه بفهمه مهتاب پشت سرش چه حرفای نامربوطی زده.. البته دلم خنک شد.. وقتی به حال همراهت اهمیت نمیدی اونم باید اینجوری حالتو بگیره

    ۲ ماه پیش
  • لاله

    0

    منم از شهربازی خوشم نمیاد🙄

    ۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    متین هنگام خداحافظی از باران: خدانگهدار داداش🫡🫡😂😂

    ۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    واای پوکیدم،فک کن باران بفهمه از صب تاحالا هرچی رشته، پنبه شده😂😂

    ۲ ماه پیش
  • طرفدار

    3

    وای مردم از خنده مهتاب و اینقدر کلک ندیده بودم 🤣🤣عجب رو دستی زد ب متین خان خوش اشتها 😂😂

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️