تگرگ به قلم زهرا خزائی
پارت شصت و ششم :
اینجا محل کاره نه جای لاو ترکوندن.
اتاق توی سکوت فرو رفته بود.
گلبرگ مستقیم توی چشمهای شاهرخ نگاه میکرد.
_فکر میکنم برداشتت اشتباهه شاهرخ خان.
شاهرخ بدون اینکه حتی پلک بزنه، گفت:
_امیدوارم همینطور باشه.
داراب این بار محکمتر گفت:
_من هم امیدوارم از این به بعد، قبل از قضاوت، چند دقیقهای هم به واقعیت نگاه کنین.
شاهرخ خندید..
لطفا صبر کنید...
