هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت نود و سوم :
هلگورد مثل معلمی که میخواهد دانستههای شاگردش را محک بزند کَجَکی نگاهش کرد و پرسید: حتی اگر اتفاقاتی بیفته که به اعتقاداتت شک کنی؟
ـ نمیدونم این خصلت خوبیه یا بد، اما من به همین راحتیها عقایدم عوض نمیشه. جوری بار اومدم خیلی راحت به خودم شک نکنم.
ـ من هم دقیقاً مثل تو بودم. اما گاهی زندگی عقایدت رو زیرورو میکنه.
ـ خیلی مسخرهست اگه فکر کنی یه مشت کاغذ و چند تا حروف بی
لطفا صبر کنید...

Nana
0حالم به هم میخوره از زلدا و شوهر عوضیش