پارت صد و شصت و دوم :

_ نتونستی جلوی بابــــــــــات بایستی نــــــــــــــــــه؟
اردوان یکهو سرش رو بلند کرد.
_ اونم درست وقتی که بابام عزا دار مادرم بود و مقابلش ایستادم که کار تو نبوده داری پشتم رو خالی می کنی؟ آره؟... بابات داره بر می گرده ایران، ترسیدی؟ آره بدبخت؟... ترسیدی چون خودت کشتیش... چون تو مادرم رو کشتـــــــــــــی و می ترسی که بابات این موضوع رو بفهمه آرررررررره؟
اردوان به سمت شیرینی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهبد
شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) رادان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز داروین
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز نوید
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز نیواد
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) البرز
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) پونه
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) دلوین
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) هومان
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • شایسته

    0

    به نظرم صابر از دلوین گارد نداره، از اردوانی که بعد از ورود دلوین دیگه خودش نیست گارد داره🫢

    ۱۰ دقیقه پیش
  • نیلا

    0

    اردوان از اون مرداست که اگر بگی عاشقی، با اخم میگه مزخرف نگو بعد سه دقیقه بعد برای اینکه یه تار موی طرف آسیب نبینه امنیت کل عمارتو می ریزه به هم😂🥹

    ۱۰ دقیقه پیش
  • مریم

    5

    صابر عاشق مردمخفیه مردمخفی عاشق دلوین دلوین عاشق اردوان😂😂😪

    ۱۲ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    صابر عاشق منه فقط🙂🔪

    ۳ ساعت پیش
  • لیام

    0

    متاسفانه دنیا همینه🫠هیچکس کسیو که دوست داره بهش نمیرسه یا طرف بهش بی میله

    ۲ ساعت پیش
  • محدثه

    0

    وای دلوین لایق انقد عشق نیست. چطور دلش میاد ی خلافکار ب این خفنی رو دوس نداشته باشه

    ۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نمیدونم چرا نسبت به خلافکاری که گفتی خندم گرفت😂😂انگار یه موضوع عادیه😂

    ۲ ساعت پیش
  • فائزه

    3

    من دلم واسه اون موقعی میسوزه که دلوین بالاخره میره پیش اردوان، چقدر مرد مخفی تنها و بی *** میشه بگردم براش🥺🫂کاش دلوین عاشق مرد مخفی بود نه اردوان اون دلش سنگیه

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    اردوان دلش سنگی نیست فقط فعلا مشخصه چیزای ساده ای از سر نگذرونده اما مردمخفی واقعا یه مرد ننهاست🥲

    ۳ ساعت پیش
  • محدثه

    0

    سنگی نیست ک دلش ولی خوب مخفی بهتره

    ۳ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    موافقم🥲ولی اردوان هم خوبه فعلا عاشق شدنشو ندیدین

    ۲ ساعت پیش
  • ساناز

    0

    کاشف به عمل اومد که اینا داداشن به سلامتی و حتی یه داداش کوچیکتر هم دارن🫡😄اما کیه🤔😁

    ۳ ساعت پیش
  • ساناز

    0

    کاش تو زندگی هر نفرمون یه ادم اینطوری می بود🫠

    ۳ ساعت پیش
  • ساناز

    0

    به نظرم مرد مخفی اگر دلوین رو همون شب پیدا نمی کرد، بیشتر از اینکه عصبانی بشه، وحشت می کرد چون بیرون از اون عمارت دیگه هیچ کنترلی روی امنیتش نداشت🥺

    ۳ ساعت پیش
  • ساناز

    0

    و اینجاست که می فهمیم چرا بعد از دستگیر کردنش دوباره رفتار خشن از خودش نشون داد؛ چون پشت اون خشم، ترسی بود که چند ساعت قبل تجربه کرده بود🫠

    ۳ ساعت پیش
  • صنم

    0

    مرد مخفی دلوین رو گرفت، ولی واقعیت اینه که خودش همون شب اسیر ترسش از دست دادن دلوین شد به خاطرهمین تااون حد دادو بیداد کرر😅😶 🌫️

    ۳ ساعت پیش
  • هدا

    0

    صابر دقیقاً همون چیزی رو گفت که خود مرد مخفی حاضر نبود با صدای بلند به خودش اعتراف کنه 😁👌درود به شهامتت مرد

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    0

    وای خدایا یعنی چی به سرش اومده که انقد از اردوان بدش اومده راستی از هومان پارت نمی ذاری کیانا جون

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    0

    یعنی مردمخفی از کدوم شب حرف میزنه که دلوین ازش متنفر شده🤔

    ۱۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    شاید از همون شبی که فهمید مافیاست

    ۳ ساعت پیش
  • مریم

    3

    رنگ چشای دلویس🥹🥺

    ۱۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    لباشو😍😭خدایا خیلی خوشگله

    ۳ ساعت پیش
  • Sara

    0

    نمیدونم از دست مردمخفی حرص بخورم یا دلم براش بسوزه چون خودش باعث خیلی از دردهاشه ولی همزمان خودش هم داره از همون دردها می سوزه🥲🤗

    ۴ ساعت پیش
  • تینا

    0

    توی این پارت من دلم براش سوخت😭

    ۳ ساعت پیش
کپی شد!