پارت صد و شصت و یک :

اردوان_ بازومم میتونه گزینه خوبی باشه.
دهنم کمی باز موند.
خدایا این حجم از غرور رو پای اعتماد به ‌نفس بذارم یا اختلال شخصیتی؟ هنوز به نتیجه ای نرسیدم یه کمک برسونی بد نیست ها.
آب دهنم رو به سختی قورت دادم بعد با لحن محکمی گفتم:
_ آره ولی بهتره به رخ من نکشی من استفاده‌ های دیگه‌ ای از بازوی مردُم میبرم.
اردوان کمی اخم هاش تو هم رفت.
بازوش رو شل کرد و مشکوک پرسید:
اردوØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    مغزم …. پیچ شد 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    مردمخفی واردوان یارفاقت صمیمی خیلی زیادی باهم داشتن یاداداش ناتنیِ همن.شایدم مردمخفی رادان باشه چون که احتمالارادان ازحضورهومان خبری نداره وهومان ازدلگیریش ازخاندان دادمهرهاصحبت کردکه بایددیدسرچی بوده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • نیلا

    0

    قلمت توی صحنه های احساسی خیلی بهتر شده. احساسات دلوین رو مستقیم توضیح ندادی، بیشتر گذاشتی از فکرها و واکنش هاش بفهمیم.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • نی نا

    0

    پس چرا تو زمان گذشته مرد مخفی وارد نمیشهه، مشخصه که قبل این اتفاقات حال خاطرات زیادی دارن ولی حتی دلدیس هم هنوز نیومده

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • هل هل

    0

    به نظرم یکی از نقاط قوت رمانت اینه که اطلاعات رو یجا توی صورت خواننده نمیزنی. کم کم سرنخ میدی و باعث میشی خودمون شروع کنیم به شک کردن (دارم میسوزم که چرا این کارو میکنی)

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    من روی مادر اردوان خیلی شک دارم. مخصوصا بعد از اینکه مرد مخفی اون خاطره رو اینقدر واضح یادآوری کرد🥲

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    چه شکی داری؟

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    اینکه شاید واقعا نمرده باشه

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    پس کجاست؟یعنی ممکنه تو چنگال کسی گرفتار باشه؟🤔

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    یا گرفتار شده یا حتی میتونه از ترس جونش یه جا قایم شده باشه

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    فک نکنم🤔 احتمالش خیلی کمه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خوبه افکار جدید هم بهمون اضافه شد

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    تقصیر من نبود نفس اینو انداخت تو مغزم😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این یکی دیگه تقصیر من نبود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کی؟ مادر اردوان؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • رعنا

    0

    با تشکر از پارت پشم ریزونی که نوشتی عزیزم همیتطور ادامه بده☺️👌🫀

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍🫂چشم

    ۲ ماه پیش
  • Bts

    0

    دیالوگ های طنز این پارت واقعا پتانسیل اینو دارن که چند بار برگردی عقب و دوباره بخونی 😂😍😁

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    من خیلی دوست داشتم که امنیت دلوین کنار اردوان رو با خوابیدن نشون دادی. لازم نبود بنویسی بهش اعتماد داشت، خودش از رفتار دلوین مشخص بود.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    بچه هاا یه چیزی.. چرا اردوان انقدر روی مرد مخفی اثر داشته؟ این رابطه شون خیلی بیشتر از یه رفاقت معمولیه به نظرم🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید فقط یه رفاقت نیست

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    چرا من هرچی فلش بک اردوان رو خوندم بیشتر حس کردم این گیتار یه ارتباطی با مرد مخفی داره؟ یعنی فقط منم اینجوری فکر کردم؟🤧

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    دلوین از جانی بودن مردمخفی وحشت کرده،مردمخفی میگه میخوام یه بار دیگه برق شیطنت رو تو چشماش ببینم د اخه😐😐😂

    ۲ ماه پیش
  • بیتا

    0

    به نکته خوبی اشاره کردی😅بیچاره خیلی خوشخیاله

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    ولی این پارت دلم براش سوخت🫠

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه 🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    نه منظورش از برق شیطنت همون زمان گذشته است که دلوین یه دختر صیطون و شاد بوده

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    خب زمان گذشته دلوین از شخصیت واقعی مردمخفی خبر نداشت الان که خبر داره دیگه نمیتونه شیطون باشه با این همه بلایی که سرش آوردن

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    آره خب بیچاره اون روحیه طنزش رو از دست داده حق هم داره🥺

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    تو گذشته خیلی بامزس🙃😍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂👍

    ۲ ماه پیش
  • شب بو

    3

    خیلی خوبه که شخصیت های مردت فقط برای خفن بودن ساخته نشدن. هر کدوم ضعف و تناقض خودشون رو دارن و همین باعث میشه آدم بخواد بیشتر بشناسدشون.

    ۲ ماه پیش
  • تینا

    0

    وایی دقیقا خیلی عالیه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    تختت اونقدر بزرگه که برای مورفی هم جا هست 😂 دلوین حتی برای خوابیدن کنار اردوان هم استدلال حقوقی میاره😂💔

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    0

    تاثیرات مهبد😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️