پارت صد و شصت و یک :
اردوان_ بازومم میتونه گزینه خوبی باشه.
دهنم کمی باز موند.
خدایا این حجم از غرور رو پای اعتماد به نفس بذارم یا اختلال شخصیتی؟ هنوز به نتیجه ای نرسیدم یه کمک برسونی بد نیست ها.
آب دهنم رو به سختی قورت دادم بعد با لحن محکمی گفتم:
_ آره ولی بهتره به رخ من نکشی من استفاده های دیگه ای از بازوی مردُم میبرم.
اردوان کمی اخم هاش تو هم رفت.
بازوش رو شل کرد و مشکوک پرسید:
اردوØ
مطالعهی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
دنیا
0مردمخفی واردوان یارفاقت صمیمی خیلی زیادی باهم داشتن یاداداش ناتنیِ همن.شایدم مردمخفی رادان باشه چون که احتمالارادان ازحضورهومان خبری نداره وهومان ازدلگیریش ازخاندان دادمهرهاصحبت کردکه بایددیدسرچی بوده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیشنیلا
0قلمت توی صحنه های احساسی خیلی بهتر شده. احساسات دلوین رو مستقیم توضیح ندادی، بیشتر گذاشتی از فکرها و واکنش هاش بفهمیم.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشنی نا
0پس چرا تو زمان گذشته مرد مخفی وارد نمیشهه، مشخصه که قبل این اتفاقات حال خاطرات زیادی دارن ولی حتی دلدیس هم هنوز نیومده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشالمیرا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشهل هل
0به نظرم یکی از نقاط قوت رمانت اینه که اطلاعات رو یجا توی صورت خواننده نمیزنی. کم کم سرنخ میدی و باعث میشی خودمون شروع کنیم به شک کردن (دارم میسوزم که چرا این کارو میکنی)
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشنفس
0من روی مادر اردوان خیلی شک دارم. مخصوصا بعد از اینکه مرد مخفی اون خاطره رو اینقدر واضح یادآوری کرد🥲
۲ ماه پیشمریم
0چه شکی داری؟
۲ ماه پیشنفس
0اینکه شاید واقعا نمرده باشه
۲ ماه پیشمریم
0پس کجاست؟یعنی ممکنه تو چنگال کسی گرفتار باشه؟🤔
۲ ماه پیشنفس
0یا گرفتار شده یا حتی میتونه از ترس جونش یه جا قایم شده باشه
۲ ماه پیشمریم
0فک نکنم🤔 احتمالش خیلی کمه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خوبه افکار جدید هم بهمون اضافه شد
۲ ماه پیشمریم
0تقصیر من نبود نفس اینو انداخت تو مغزم😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این یکی دیگه تقصیر من نبود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کی؟ مادر اردوان؟
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشرعنا
0با تشکر از پارت پشم ریزونی که نوشتی عزیزم همیتطور ادامه بده☺️👌🫀
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂چشم
۲ ماه پیشBts
0دیالوگ های طنز این پارت واقعا پتانسیل اینو دارن که چند بار برگردی عقب و دوباره بخونی 😂😍😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشSanaz
0من خیلی دوست داشتم که امنیت دلوین کنار اردوان رو با خوابیدن نشون دادی. لازم نبود بنویسی بهش اعتماد داشت، خودش از رفتار دلوین مشخص بود.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشSanaz
0بچه هاا یه چیزی.. چرا اردوان انقدر روی مرد مخفی اثر داشته؟ این رابطه شون خیلی بیشتر از یه رفاقت معمولیه به نظرم🥲
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید فقط یه رفاقت نیست
۲ ماه پیشSanaz
0چرا من هرچی فلش بک اردوان رو خوندم بیشتر حس کردم این گیتار یه ارتباطی با مرد مخفی داره؟ یعنی فقط منم اینجوری فکر کردم؟🤧
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشمریم
0دلوین از جانی بودن مردمخفی وحشت کرده،مردمخفی میگه میخوام یه بار دیگه برق شیطنت رو تو چشماش ببینم د اخه😐😐😂
۲ ماه پیشبیتا
0به نکته خوبی اشاره کردی😅بیچاره خیلی خوشخیاله
۲ ماه پیشمریم
0ولی این پارت دلم براش سوخت🫠
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
متاسفانه 🤭
۲ ماه پیشحنانه
0نه منظورش از برق شیطنت همون زمان گذشته است که دلوین یه دختر صیطون و شاد بوده
۲ ماه پیشمریم
0خب زمان گذشته دلوین از شخصیت واقعی مردمخفی خبر نداشت الان که خبر داره دیگه نمیتونه شیطون باشه با این همه بلایی که سرش آوردن
۲ ماه پیشحنانه
0آره خب بیچاره اون روحیه طنزش رو از دست داده حق هم داره🥺
۲ ماه پیشمریم
0تو گذشته خیلی بامزس🙃😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂👍
۲ ماه پیششب بو
3خیلی خوبه که شخصیت های مردت فقط برای خفن بودن ساخته نشدن. هر کدوم ضعف و تناقض خودشون رو دارن و همین باعث میشه آدم بخواد بیشتر بشناسدشون.
۲ ماه پیشتینا
0وایی دقیقا خیلی عالیه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشپای قصه کیانا
0تختت اونقدر بزرگه که برای مورفی هم جا هست 😂 دلوین حتی برای خوابیدن کنار اردوان هم استدلال حقوقی میاره😂💔
۲ ماه پیشیلدا
0تاثیرات مهبد😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0مغزم …. پیچ شد 😂😂