پارت صد و شصت و سوم :
_ یه چیزی رو داری فراموش می کنی... این که من تا امروز اجازه دادم این طور باهام حرف بزنی، دلیل نمیشه جایگاهت عوض شده باشه... مراقب مرز بین رفاقت و اطاعت باش، صابر... زیادی داری پات رو از گلیمت درازتر می کنی.
چند لحظه فقط نگاهش کردم بعد خیلی آروم، اما محکم اضافه کردم:
_ خیر باشه... چه خبره دور برداشتی؟... فکر کردی چون چند شبه خواب از چشمم رفته، دیگه یادم رفته رئیس این عمارت کیه؟
صابر_
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
مریم
0از حرف های شهرام و خاطره مردمخفی فهمیدیم که برادر اردوان همین مردمخفیه که سوگند برادری خوردن ولی حق باتوعه یه چیزی فراتر از سوگند برادری هست،بنظرم احتمال داره مادر یکیشون اونکی رو هم بزرگ کرده باشه یعنی برای اونکی هم مادری کرده باشه🤔
۱۳ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0ولی بچه ها اردوان هنوز عین قدیم به مرد مخفی اعتماد داره:) باورش نشده کار داداششه
۱۴ ساعت پیش🕊️سعیده
0اتفاقاً چون فهمیده و شک کرده اعتراف شهرام رو انقد با برنامه قشنگ براش گفت از آخرم پیچوندش👌🏻👏🏻👏🏻
۱۴ ساعت پیشمریم
0از طرفی حرف های شهرام باعث شد که اردوان فک کنه که کار داداشش نیست چون به بهراد گفت کار برادرم نیست کار کسیه که داره هم ارکا هم برادرم رو کنترل میکنه از طرفی هم ممکنه به مردمخفی شک کرده باشه زنگ زده ازش حرف بکشه چون همین که مردمخفی نگفت کجاعه اردوان شک کرد و اردوان یه تماس از ایتالیا هم داره
۱۳ ساعت پیشمریم
0ممکنه فک کنه مردمخفی رفته ایتالیا پس بهش شک میکنه که دلوین پیششه
۱۳ ساعت پیش🕊️سعیده
0ولی جدا از شوخی چه خانواده گنگستری هستن برای خودشون ،این پارت خیلی حرفه ای قشنگ نوشته شده بود آفرین بهت کیانا جان گل کاشتی کلمات خیلی قشنگ معمایی کنار هم چیدی 🌹(منظورم مکالمه مرد مخفی اردوان بود،معلومه ماجرا ها پشت این جریان هست ) ،،پس مرد مخفی برای اردوان پاپوش درست کرده نیکا و لاله عی آدم نامرد
۱۴ ساعت پیشمریم
0فعلا با این چیزا خودتو دلگرم کن😂😂
۱۳ ساعت پیشگیلدا
1بچه ها ولی ممکنه اردوان داره به مردمخفی یه دستی میرنه ها🤔ولی اگه بهش شک داشت یه حرکتی میزد منتها رفتارش دوپهلو بود
۱۳ ساعت پیشمریم
0اره ممکنه داره ازش حرف میکشه ولی شاید هنوز بهش اعتماد داره ،اونجایی که مردمخفی گفت هنوز نمیدونه تبدیل به چه آدمی شدم بخاطر این اردوان انگار از چیزی خبر نداره
۱۳ ساعت پیشسارا ۸
1دوستان به نظرم دوست دارمو انداختن کش مو دور دست و بک گراند عکس دختر و اینا دیگه خز شده یکی باشه که امپراتوریشو برات به خطر بندازه😭😭💔هایی ننه
۱۴ ساعت پیشمریم
0چقد قشنگ گفتی😂😍
۱۳ ساعت پیشحنانه
1بچه هاا اردوان طبق حرفی که زده بود تلپاتی با گیتاره داشت🥹زنگ زد وای قلبم ضعف رفت برم بقیشو بخونمم
۱۵ ساعت پیشمریم
0اره همین که اردوان زنگ زد گفتم گیتار کار خودشو کرد🥺
۱۳ ساعت پیشژیلا
0رئیس حاضر شده کل سیستم امنیتیش به هم بریزه ولی یه اتفاق برای دلوین نیفته. بعد هنوز میگه احساساتی نشده ام😂😒اره ماست سیاهه
۱۳ ساعت پیش🕊️سعیده
0سلام سلام ،،🤧🤕🥴🤯😒🙄🤨🧐🤬 کیانا جان ممنونم از پارت قشنگی که برامون نوشتی ،،من تحلیلم رو با ایموجی نشون دادم چون اگه بخوام بنویسم یک رمان میشه با تشکر 🌹❤️
۱۴ ساعت پیش🕊️سعیده
0اشکم در اومد از بی کسی مرد مخفی که به یکی دل بسته که داره دودمانشو به باد میده که به چپشم نیست،،سرم صوت کشید از غرغرای صابر،،کلم پیچ رفت از معماهای قشنگ قشنگ کیانا،،سرم دود اومد ازش بخاطر تماس اردوان،،دهن کجی کردم به مرد مخفی که قُپی نیاد ،،چشمامو تاب دادم که زیادی داری خودتو گنده می کنی برای اردوان
۱۴ ساعت پیش🕊️سعیده
0اخمم برای که ردپای دلوین پاک کرد،،فشم دادم به مرد مخفی که دلوین پیدا کرده به اردوان نمیگه داره دورش میزنه،،
۱۴ ساعت پیشحنانه
1تیم تحلیل گر کجایید بیایید که پارت سنگینی بود😂
۱۴ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0اماده ایم فرمانده
۱۴ ساعت پیشفاطی
1بچه ها دارن فعلا میخونن
۱۴ ساعت پیشسارا ۸
1والا هزار جور نکته داشت از کجا شروع بنماییم😂😶
۱۴ ساعت پیششکیلا
0به محض ورود اردوان ضربان قلبم بالا رفت وای باورم نمیشد دارت حرف میزنن😶
۱۴ ساعت پیشبیتا
0من فقط منتظرم دلوین برگرده و بفهمه سه تا مرد خطرناک سرش به مرز جنگ رسیدن واکنشش دیدنیه 😂
۱۴ ساعت پیششکیلا
0دو هزار نیروی مسلح + سیستم امنیتی + دیوار برق دار + پهپاد.. و نقطه ضعف مجموعه یه دختر فراریه 😂😭دلوین بی لیاقت
۱۴ ساعت پیشسارا ۸
0مردمخفی حاضر شد امنیت امپراتوریش رو به خطر بندازه، فقط چون دلوین ممکن بود یه تار مو از سرش کم بشه. داداش این دیگه مرحله ی نگرانم نیست 😂مرحله دیوونه کردن ماست😭
۱۴ ساعت پیشفاطی
0اون جمله مردمخفی: اره همشون فدای یه تارموی معشوقم 🙂 حسود نیستما ولی خب کسی نبود اینطوری برای من بجنگه😔😭اقا ۲۲ سالمه نیمه گمشده عنترم کجایی😭😭😐😂
۱۴ ساعت پیشالینا
0اونجایی که مرد مخفی به اردوان گفت بابای تو با منطق ادمارو چال میکنه میدونم میخواستی اینو بگی من هم خندم گرفت هم ترسیدم😂❤️لعنت به مخفی یعنی یه جوریه ادم نمیدونه نسبت بهش دقیقا چه حسی داشته باشه
۱۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

فائزه(زن صابر)
0بچه ها الان شکی که داشتیم با اطمینان رفع شد اونجایی که شهرام گفت داداشت و فلان فهمیدیم واقعا مرد مخفی همون داداشه هستش حالا فعلا بحث سوگند برادریه اما شک ندارم ماجرا پیچیده تر از یه سوگنده