پارت صد و دوازده :

به لیست بلند بالای اسما نگاه کردم و سوت آرامی کشیدم.
- چه خبره اسما؟
ناباورانه نگاهش کردم. گوشه لبش را گزید و چیزی نگفت.
- قد چهار تا عروس جهاز نوشته!
نگاهم به سمت خاله سوزان رفت که حرص خورده گوشه‌ی مبلی نشسته بود.
عمو مجتبی گفت:
- حل میشه... ایراد نداره!
بعد یک قلپ از چای توی دستش را نوشید. خاله سوزان اخم غلیظی کرد و دوباره به اسما توپید:
- این چند سال کار کردی هی آت و آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
تصویر شخصیت دنیز در رمان نپنتی دنیز
تصویر شخصیت سورن در رمان نپنتی سورن
تصویر شخصیت ساغر در رمان نپنتی ساغر
تصویر شخصیت سامیار در رمان نپنتی سامیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    سورن تو پوسته خودش نمیگنجه😂😍😎😁لعنتی اسمش انتخاب کرده 😂😂چقدر این بشر پرو اخه میگه میدونم چی ریختم توی این بدن خوشگلت لعنت بهت سورن😂😂خیلی خوبه

    ۱ ماه پیش
  • «کوثر»

    2

    من هنوز به مرگ سینا عادت نکردم..هعی پارت های رمان رو میخونم به آخرش که میرسم می خوام کامنت بزارم ، عکس سینا رو میبینم ناراحت می شم😭

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    2

    خود به خود رو لبام یه لبخند واقعی اومد با این پارت خیلی خوب بود فقط یکمم دلم برا اون مهرداد بدبخت *** سوخت🥲

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    1

    فقط اونحا که دنیز گفت کوچولو بهش بر خودت وایی جرر😂🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    وای خدا باورم نمیشه همایونفر کوچولو داره میاد پشمامم سورن بلخره به آرزوش رسید کای خدا میخواد بابا بشه 🥲🥹چقد خوشحال شد بچه بابا بودن بهش میاد بنظرم بعد این همه تنهایی یه زن گرفت یه بچه ام اومد که واقعا از تنهایی در بیاد

    ۲ ماه پیش
  • آمینا

    1

    سورن هم بابا شد مبارک باشه.بعداز قهر اینجوری میچسبه🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    1

    حالا باید به سورن بگی:خوش به حالت بالاخره به آرزوت رسیدی😂😂

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😅✨

    ۲ ماه پیش
  • Aysan

    2

    به به مینی همایونفر جدید داریم🎀😂

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😍

    ۲ ماه پیش
  • محرابی

    0

    آخی چه ذوقی کرد سورنا. بازم زور میگه درهرحالت میگه حتما پسره میدونم چی ریختم تو بدنت😄 ممنون زیبا ودلنشین بود خدا قوت

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرسی 😍

    ۲ ماه پیش
  • Nana

    0

    وویی یه سورن کوچولو چه شودد

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😍

    ۲ ماه پیش
  • Parvaneh

    0

    برنا خان تو راهه 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😎💎

    ۲ ماه پیش
  • ....

    0

    مبارکهه مینی همایونفر اگوودوو🥺🎀

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥹

    ۲ ماه پیش
  • ....

    1

    وای نه امیدوارم برنا راه سورن و ادامه نده.. مگه سورن خودشو فراموش کرده که چقدر دوست داشت نوازنده بشه ولی منوچهر نذاشت؟..

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دوست داشت بازیگر تئاتر بشه نوازندگی رو به خاطر اینکه با نیلی لاس بزنه یاد گرفت 🫠

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    به به مینی همایونفر هم به بازار عرضه شد 😂😂

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥰

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    4

    اشکان و جلالی بیشتر احساساتی شدن تا سورن

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😅

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️