پارت پنجاه و پنجم :

چنددقیقه‌ای در سکوت مشغول جگرخوردن بودیم که صدای زنگ گوشی، سکوت کوتاه بین‌مان را پر کرد و دستمالی از جعبه‌ی چوبی روی میز برداشتم. سرانگشتانم را با آن تمیز کردم و گوشی را از جیبم بیرون آوردم. آهسته زیر لب گفتم: آقاجونه!
تماس را وصل کردم. حواسم به مه‌یاس بود که کنجکاوانه چشم به من دوخته بود.
- سلام آقاجون.
لحنش تند و زمخت بود.
- هرجا هستی نیم‌ساعت دیگه خونه باش، کارت دارم!

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحانه

    0

    انشاالله خدا از قلمت ببینه 🤭

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    😂😂ان‌شاالله 🤲

    ۴ هفته پیش
  • ریحانه

    1

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    💞💞💞💞

    ۱ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    فقط خدا کنه دیار پسر هم همون خاستگار ماجون نباشه

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    انشالله که نیست😉

    ۱ ماه پیش
  • میم

    1

    نمی فهمم آخه ماجون دیگه چرا،گیریم همه مخالف ازدواجش باشن،چرا تنهاش می ذارین😠🙏🏻

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    به نظرتون پناه بهش چی گفته؟

    ۱ ماه پیش
  • میم

    2

    الان تو زن احمق یه خانواده رو پاشوندی،زندگی همه رو بهم ریختی یا این بخت برگشته 😮😮

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    واقعا همینطوره

    ۱ ماه پیش
  • دلارام

    2

    مامان مه یاس زیادی رو مخه😒تو این شرایط فقط همین کمه 🤦 ♀️

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    خیلی خیلی رو مخه 👌

    ۱ ماه پیش
  • ماهرخ

    1

    خداقوت عزیرم

    ۱ ماه پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️