پارت پنجاه و ششم :

با غیظی که گلویم را می‌خراشید، فریاد زدم: تو خیلی‌وقته منو انداختی دور... چیز تازه‌ای نیست. خونه‌ی منم اینجاست، همین چاردیواری که بویِ بابا‌عطامو میده. من دیگه هیچ‌جا نمیام!
تماس را قطع کردم و هق‌هقی تلخ در گلویم شکست و گونه‌هایم زیر هجومِ اشک‌های داغ و شور، خیس شد. چرا مامان انقدر خودخواه و بی‌رحم بود؟ چطور می‌توانست؟ دوباره شماره‌ی ماجون را گرفتم اما بی‌جواب ماند. گوشی را پر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    ای خفه بشی پناه،یعنی اون فیلم چی بود،نکنه تو اون مهمونیا غلطی کرده،بعیدم نیست از دوست شعله 😠🙏🏻

    ۲ روز پیش
  • میم

    1

    وای که چه جوگیری شد دیار،حالا چرا فیوز پروند فرار کرد یدفعه 😍

    ۲ روز پیش
  • میم

    1

    واای،دیگه مسعودو کجای دام بذارم،پناه باز چه گندی زده،یاسین چه کوفتی شده،این لعنتی انگار خوش خبری آورده 😡

    ۲ روز پیش
  • ریحانه

    1

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ روز پیش
کپی شد!