طلوع دوباره به قلم فاطمه منصورآبادی
پارت هفتم :
بالبخند به خودم می گم:
_ چقدر تغییر کرده .....دست هرچی دختره از پشت بسته ها
تلفنم زنگ می خوره و دوباره شماره ی ناشناس این دفعه بدون مسخره بازی جواب می دم.
_ بله؟
_ عرفانم
قلبم تند تند شروع به تپیدن می کنه نفس عمیق می کش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

حنا
0تازه به جاهای خوب قصه رسیدیم