پارت هشتاد :

انگار اصلاً شوخی نداشت. نگاهش همون‌قدر خونسرد و وحشتناک به من دوخته شده بود. با همون تنِ لرزون از جا بلند شدم و دست‌هام رو بالا گرفتم. می‌زد. قطعاً می‌زد. وقتی جلوی چشمم دوتا پلیس رو به‌راحتی کشته بود، پس قطعاً من رو هم می‌کشت.
آروم سرم رو پایین آوردم و گفتم: باشه.
سر تکون داد و به ماشین اشاره کرد.
سوار ماشین شدیم. اون هم با ماشین خودش از پشت دنبالمون می‌اومد. توی تمام مسیر سرم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نورا

    0

    وای دیگه دیر شده عالیی بودد😭💕

    ۲ روز پیش
  • Zak

    0

    سلام صبا جان ممنونم از پارت گذاری فقط اینکه برای من تا پارت 80هست یعنی دوتا پارت اومده.یه پارت دیگه کی آپلود میشه

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    وای عزیزم خوب شد گفتی، رفتم چک کردم رو ساعت بود بخدا ولی نمیدونم چرا نیومده بود الان زدم دوباره😓

    ۲ روز پیش
کپی شد!