پارت بیست و سوم :

صدای پر حرص مهکامه لبخند ریزی روی صورت محبوبه نشاند و همزمان با فشردن دکمه فندک گاز، آهسته لب زد:
-این بچه رو خودم بزرگش کردم دختر. بذار نم نم بفهمه واقعیت دلت چیه...خودش پا پس میکشه. غول دو سر تو مادر گرامیته! سروش چیکارت داره که رنگت پریده!
-با منین خاله جان؟
و هردو با شنیدن صدای سروش واضح هول شدند.
- نه حاله جان به مهکامه میگم سالاد درست کنه کنار غذات بخوری میدونم غذا خالی از

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شایان و ستاره در رمان آخرین پنجره هم هیچ شایان و ستاره
تصویر شخصیت پندار در رمان آخرین پنجره هم هیچ پندار
تصویر شخصیت سلین در رمان آخرین پنجره هم هیچ سلین
تصویر شخصیت سروش در رمان آخرین پنجره هم هیچ سروش
تصویر شخصیت مهکامه در رمان آخرین پنجره هم هیچ مهکامه
تصویر شخصیت دیدار در رمان آخرین پنجره هم هیچ دیدار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!