پارت بیست و دوم :

قطره اشکی چاله چشمش را خیس کرد، از تیغه بینی‌اش پایین چکید و صورتش از بغض مچاله شد. محبوبه موهایش را نوازش کرد و لب زد:
-بحثتون شد؟
مهکامه بی‌حرف سر تکان داد و سرجایش چهارزانو نشست. با تلخندی، دست‌هایش را روی آرایش بهم ریخته‎‌ی صورتش کشید:
-خاله من خیلی دیدار رو سفید میبینم؟ خیلی چشمام رو بستم؟
و خیره به نگاه محبوبه، قطره اشکی روی گونه‌اش چکید. دلشوره امدن سروش لحظه‌ای بی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت شایان و ستاره در رمان آخرین پنجره هم هیچ شایان و ستاره
تصویر شخصیت پندار در رمان آخرین پنجره هم هیچ پندار
تصویر شخصیت سلین در رمان آخرین پنجره هم هیچ سلین
تصویر شخصیت سروش در رمان آخرین پنجره هم هیچ سروش
تصویر شخصیت مهکامه در رمان آخرین پنجره هم هیچ مهکامه
تصویر شخصیت دیدار در رمان آخرین پنجره هم هیچ دیدار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!