پارت پنجاه و هشتم :

***
طلا با قلبی که بی‌قرار میزد، از آیینه بغل، به فردین که مات و مبهوت به آنها خیره مانده بود، چشم دوخته بود. صدای خشک قفل مرکزی، در سکوت سنگین داخل کابین پیچید و همچون پتکی بر شیشه‌ی وجود طلا فرود آمد. دخترک با چشمانی که از شدت شوک و خشم گشاد شده بود، به سپهر نگاه کرد. لرزش خفیف دستانش را حس می‌کرد، اما صدایش را صاف کرد و پرسید:
- داری چیکار میکنی؟ سپهر، در رو باز کن، من می‌خوام پیادÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت طلا در رمان به آغوش تو محتاجم طلا
تصویر شخصیت فردین در رمان به آغوش تو محتاجم فردین
تصویر شخصیت هما در رمان به آغوش تو محتاجم هما
تصویر شخصیت جهان در رمان به آغوش تو محتاجم جهان
تصویر شخصیت جانان در رمان به آغوش تو محتاجم جانان
تصویر شخصیت سپهر در رمان به آغوش تو محتاجم سپهر
تصویر شخصیت نوید در رمان به آغوش تو محتاجم نوید
تصویر شخصیت آرش در رمان به آغوش تو محتاجم آرش
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    ای بختت فردین که همیشه ته شانست میرسه به یکی تو بیمارستان🤦 ♀️🤦 ♀️

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    هرچند طلا از همون اولم همینقد تو تصیمیم گیری اوضاعش خراب بود.. اون از ماجراهای سپهر که به خانواده اش درست نمیگفت اون از نوید که هی بیچاره رو معطل کرد اون از فردین که یهو خیلی زیادی صمیمی شدن و همه جا باهاش میرفت .. اون از برگشت سپهر..

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    اصلا خوشحال نشدم از این اوضاع .من کلا خیلی مخالف این حرکتم که پنهون کاری میکنن بعد یهو میگه ای وای من تهدید کردن با جون تو ..خب ت که خودت جون طرف رو گرفتی با این ابروریزی جلوی خانواده اش..😑😑

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    سپهر که هرچی سرش بیاد حقشه 😶😶

    ۳ روز پیش
  • شادان

    0

    خب الان خوبت شد طلا خانم .. حالا چی میشد همون روز به فردین ابن حرفا رو میزدی ..💔💔

    ۳ روز پیش
  • محیا

    0

    سپهر چرا همچین حماقتی کرد دیوونه😥

    ۴ هفته پیش
  • Leila

    0

    چقد بدم میومد از این سپهرا 🙃😒بیا خوبت شد

    ۴ هفته پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    😂 😂 😂

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️