پارت هفتاد و یک :

زندایی دستی بر شانه ام زد و آهسته گفت: عزیزم، ببخشید نسترن دختر آرومیه. ولی این خاصیت زن های خانواده ماست که همیشه حواسشون به زندگی و شوهر و بچشون هست. اونم شنیده که تو جدا شدی و می دونه که قرار بوده سامان از تو خواستگاری کنه اینه که یه کم رو تو حساس شده دخترم. به دل نگیر.
سعی کردم با لبخندی ناراحتی ام را مخفی کنم.
-کاری هست که بتونم کمک کنم زندایی جون؟
-آره عزیزم. برو تو نوشتن کارت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!