پارت یازده :


هنوز سکوت سنگینی که روی میز ناهار افتاده بود سنگین مونده بود.

هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت.

فقط صدای قاشق و چنگال‌هایی که بی‌جون به ظرف‌ها می‌خورد،بینشون می‌پیچید.

کایلا هنوز گلوش می‌سوخت.

لیوان آب رو محکم بین دست‌هاش گرفته بود و هر از گاهی یه جرعه‌ی کوچیک می‌خورد.

اما چیزی که بیشتر از استخون گلوش آزارش می‌داد رفتار چند دقیقه‌ی قبل رهاب بود.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!