پارت یازده :


هنوز سکوت سنگینی که روی میز ناهار افتاده بود سنگین مونده بود.

هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت.

فقط صدای قاشق و چنگال‌هایی که بی‌جون به ظرف‌ها می‌خورد،بینشون می‌پیچید.

کایلا هنوز گلوش می‌سوخت.

لیوان آب رو محکم بین دست‌هاش گرفته بود و هر از گاهی یه جرعه‌ی کوچیک می‌خورد.

اما چیزی که بیشتر از استخون گلوش آزارش می‌داد رفتار چند دقیقه‌ی قبل رهاب بود.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کایلا در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت کایلا
تصویر شخصیت رهاب در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رهاب
تصویر شخصیت رساوین در رمان ممنوعه قلبم | جلد دوم رودولایت رساوین
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسترن

    0

    خوبه اگه یکم پارتها بیشتر بشه بهترم میشه☺😍

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️