پارت صد و بیست و پنجم :

گوشی را برداشتم و با التماس از مادرشوهرم خواستم فعلا تا قلبش تشکیل نشده و معلوم نیست بماند یا نه چیزی به کسی نگوید.حتی به شهرام.من تصمیم خودم بعد از چند ماه کشمکش و کش و قوس گرفته بودم؛ نمی خواستم خودم را به او تحمیل کنم و به خاطر بچه بماند.اگر می خواست برود، نمی توانستم جلویش را بگیرم.باید می رفت و پیشرفت می کرد.به قول لاله که قبل از قهر کردن با هم حرف زده بودیم، «برای بعضی مردها پیشرفت شغ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مینا

    0

    وایی کاش ۲ قلو بشه نی نی شون

    ۲۹ دقیقه پیش
  • نگین

    1

    قلبم قلبم اکلیلیهه برا این پارتا خیلی می خوام که لو ندم😅😅 اما نمیشه

    ۲ ساعت پیش
  • شیوا

    1

    مررسی مهشاد جوونی مرسی برای پارت هوراا تو روزای تعطیل فقط رمان خودت برادم مبچسبه ینی تموم شده من افسردگی میگیرم انقد ک دوسش دارم شهرام چ کراش شدهه🤩🤩

    ۱۷ ساعت پیش
  • نسترن

    2

    تَنکیو وِری ماچ❤

    دیروز
  • سرو

    3

    عالی بود عریزم معرکه ای عشقم این پسرهم بوشترمیده دم به دقیقه میاد دنبال خانوم بزی🤣😁😜

    دیروز
  • مریم

    2

    عشقم اومد اومد اومد پارت اومدد عشقی عشق😄😄🥰🥰

    دیروز
کپی شد!