به آغوش تو محتاجم به قلم عاطفه میرزائی
پارت پانزده :
***
فردین، مبهوت و بیرمق، نگاهی به چهرهی سنگی و بیاحساس جهان دوخت، گویی کلمات در گلویش یخ بسته بود. با صدایی که از ناباوری میلرزید، پرسید:
- پیوند؟!
جهان، بدون اینکه پلکی بزند، سرد و قاطع جواب داد:
- درست شنیدی.
فردین پوزخندی تلخ بر لب نشاند و گفت:
- تو اصلاً میفهمی چی میگی؟ جراحی قلب بازی نیست که! یه عمل پیوند، یه تیم قوی میخواد؛ جراح متخصص، تیم بیهوشی، کادر مج
لطفا صبر کنید...

محیا
0این دیگه آخر بی رحمی و شقاوته من مطمئنم اونا دست به همچین کاری نمیزنن😱😔