پارت دوازده :

رابرت با این سوال به جان ناخن‌های بی‌چاره‌اش می‌افتد. آن‌قدر آن‌ها را جویده، کنون پوست‌های انگشتان باریک‌اش را می‌کند و شاهکار حزن‌آمیزی را ایجاد می‌کند. آن‌قدر این کار را انجام داده که نوک انگشتان‌اش شبیه بیماران جذامی شده است. دنیز با لبخند به اضطراب گرفتن او نظری می‌اندازد. انگار با این کار از رابرت درخواست کرده است خودش از شاهکارهایش تعریف کند. رابرت انگشت پوست پوست شده‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!