پارت هفتاد و ششم :

دست چپش رو کنار پنجره گذاشت و با دو انگشت میانیش شقیقه‌ش رو فشار داد.
- بابا همون سری که داشتی راجع بهش صحبت می‌کردی گفتی دیگه.
خودت برگشتی گفتی اخلاقش گَنده، ولی خب چون مامانش فوت شده گاهی وقتا می‌فهممش.
با دهنی نیمه‌باز بهش نگاه می‌کردم و داشتم سعی می‌کردم روزی که این حرف‌ رو به اون زدم به یاد بیارم. فکر کردم و فکر کردم... ولی هیچ‌چیز یادم نمی‌اومد.
- نه من مطمئ....
بلند

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • •••

    7

    به نام خدا یه پدرام بهم بدین برم مرسی👩 🦽

    ۲ روز پیش
  • علیرضا۲۸

    3

    پدرام بشم،گندم شدن بلدی؟😂😂

    دیروز
  • مسیحا

    1

    دهنت سرویس خیلی خوب بود 😂😂

    دیروز
  • علیرضا۲۸

    0

    چیکارکنم دیگه ،جور بچه هارو میخوام بکشم🤣🤣

    ۱۶ ساعت پیش
  • مسیحا

    0

    خسته میشی یکم به خودت استراحت بده

    ۱۵ ساعت پیش
  • •••

    0

    نه بابا جون من راس میگی؟!😃😂

    ۲۴ ساعت پیش
  • علیرضا۲۸

    0

    جوونن گندمک منی توو😁

    ۱۶ ساعت پیش
  • نورا

    0

    وایی عرر عالیی بود

    دیروز
  • ازیتا

    5

    چرا همه به گندمک گفتن پدرام یا که وجود پدرام توجه کردین، اقاا جان من ی رفاقت مثل پدرام و رفیقش میخوام ک وقتی گم شدیم بازم دلقک بازی در بیاریم و از لحظع لذت ببریم، چیزی که خیلی ساله اصلا بهش توجه نشده.. یه رفاقت ابدی و زندگی در لحظه🥲💔

    ۲ روز پیش
  • Rosa

    1

    وای افرین منمم

    ۲ روز پیش
  • نیلا

    3

    ولی جوری که رفاقت های واقعی قشنگن و به کمتر کسایی میرسن:)

    دیروز
  • ازیتا

    0

    امیدوارم همه بهش برسن

    دیروز
  • ماه کوچولو:)

    1

    عاشقانه هاشون خیلی شیرین و دلنشینه :)امیدوارم حتی برای مدت کوتاهم جدا نشن🫂💔

    دیروز
  • آدولفا

    1

    من و رفیقم توی دنیای قصه: به گم شدن اتوبان میخندن😂😂

    دیروز
  • مهسا

    1

    ماهم داریم ذوق میکنیم والاچه برسه به گندمک

    دیروز
  • نیلا

    1

    چقدر سریع حواسشو پرت کرد از موضوع

    دیروز
  • سلین

    1

    خیلی عالی بودد. منتظر پارت بعدیم

    دیروز
  • ...

    4

    زودتر از اینکه بخواد بگه نمیشینم پدرام فکرشو خوند و کاپشنشو انداخت روی تخت:)

    دیروز
  • ...

    1

    ولی پاییز»»

    دیروز
  • نیلا

    1

    خیلی قشنگ بودد:))

    دیروز
  • زری

    3

    کاش مثل پدرام وجود داشت. فقط اونجا که گفت گندمکم..

    ۲ روز پیش
  • سرو

    4

    وای خدا از پدرام و دلبریاش گندمکم خیلی شیرینه کاراش جوری که ناخواسته لبخند رولبت میشینه

    ۲ روز پیش
کپی شد!