پارت هفتاد و پنجم :
روشن شدن برق شیطنت توی چشماش رو دیدم و تا خواستم حرفی بزنم گفت: حالا مثلا چی میشد زیر یک ماه جوابمو میدادی؟ تو که همون هفته اول از من خوشت اومده بود.
با خندهای از سر حرص جواب دادم: حقت بود تو اون یه ماه کلا جوابتو نمیدادم، تا الان اینجوری نگی به من!
بلندتر از خودم خندید و سرش به سمت شونهش خم شد.
- گیریم اصلا توام به زبون نمیاوردی...
چشمات داشتن لوت میدادن دختر!
چپچ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیلا
2کاش پدرام زودتر همه چیو بهش بگه و بتونن باهم خوب باشن..
۳ روز پیشنیلا
0عالیی بود😭😭
۳ روز پیششی شی
1عالیی مثل همیشهه.. معرکه ایی
۳ روز پیشنورا
1عالیی بودد😭💕
۳ روز پیشازیتا
0دروغم نگفتاا، خودش گفت فقط ب پدرام نگفته، دمتگرمم نویسندهه گل گلاابب
۳ روز پیشسرو
2عجب سوتی داد این پدرام جون
۳ روز پیشSara
5آخی پدرام بیچاره دهنت سرویسه 😂😭
۳ روز پیشZ.k
3هه هه داری لو میری پدرام جون عاشق😉😉
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...

آدولفا
0ای عاشق حواس پرت🤭