لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت هشتاد و پنجم :
نمی دانم چقدر طول کشید!
اما زمانیکه کمی سینه هایم سبک شد؛ نیمه بیهوش روی تخت رها شدم و مردمک چشمانم به علت ضعف بدنی رفت!
خوب متوجه نمیشدم آریا چه می گوید! فقط لمس دستانش را حس می کردم که پشت و سرشانه هایم را ماساژ میداد و صدای خفیف ناله و التماسهایش را بهمراه هق هق مردانه اش می شنیدم که مدام زیر گوشم می خواند و نفس نفس زنان در تلاش بود حالم را بهتر کند!
یک ساعت بعد هم پس از اینکه
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
مارال
1مرسی واقعا چقدر به جزئیات رمان و روند قصه دقت کردید حتی پر شدن *** ی مادر در اثر جمع شدن شیر که حالت احساسی و دوری مادر از فرزند رو به تصویر میکشه
۲۲ ساعت پیشمارال
0داشتن همچین پدری آرزوی هر دختریه پر از مردانگی و صلابت که برای دخترش پشت و پناهه
۲۲ ساعت پیشمارال
1ژیوار نقشش بسیار کم رنگ بوده با اینکه بنظرم بسیار جذاب بنظرم میرسه اما حسم میگه نویسنده با قلم و افکار تیز بینش ما رو تا انتهای رمان تشنه نگه می داره و سورپرایزمون میکنه
۲۲ ساعت پیشماهرخ
1اریا وقایع وحشتناکی از زنش شنیده زندگی ک با این حجم دروغ و مخفی کاری شروع شه بهتر از این نمیشه لاوین هم بچگی سختی داشته و درسته ک خودش مقصر چیزی نبوده اما پیمان ازدواج بدی رو هم واسه خودش با مخفی کاری رقم زد
۴ روز پیششبنم
1با همه نظرات عزیزان موافقم اریا همه پلارو خرابکرد نه این بار از مدتهاقبل ولاوین فقط بخاطر پدروعمو سهیل تحملش میکرد باعث وبانی همه چیز خوداریایست حتی شیلا هم کمی مقصر ه احمقه اگه ببخشنش واین بهترین فرصت برای طلاق وحضانت بچه است از طریق پزشکی قانونی ووکیل
۵ روز پیشمیم
2چقدر احمقه آریا،انتظار داره باز برگرده و خوش و خرم زندگیشونو بکنن،بعد این بلاهایی که سر لاوین اومد که فقط منتظر مرگ بود و مقصر همش تصمیمای غلط و احمقانه خودشه 😏🙏🏻
۵ روز پیشهانا
2منم دیگه حرفی ندارم هر چقدر به آریا فرصت داده شد آدم بشه نشد
۵ روز پیشصدیقه
2خیلی ممنونم ازتون نویسنده عزیز بابت رمان پرهیجانتون امیدوارم آخرش خوب تموم بشه
۵ روز پیشملیکا
2خدا شاهده من آرزومه شیلا آریا رو برداره با خودش ببره جهنم
۵ روز پیشمصی
2خدا رو شکر بهش دست درازی نشد حالا گور بابای آریا که می خواد چه بلایی سرش،بیاد مهم لاوین بود
۵ روز پیشملیکا
2یه نام خدا لعنت بر آریا🤬 و درود بر ژیوار ❤️ 🔥
۵ روز پیشتارا
2عالی بود رمانی واقعی از حقیقت های واقعی جامعه
۵ روز پیشتارا
2چقدر زنان مظلومن و همیشه در همه جا آسیب پذیر 😭
۵ روز پیشتارا
1الهی بگردم چقدر درد داشت بخاطر تخلیه نشدن شیرش
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

مارال
0آریا اینبار اگه برگرده واقعا دیگه جایی برای بخشش نگذاشته