پارت هشتاد و چهارم :

آریا با شرمساری نگاهش را بزمین دوخت و زیر چشمی مرا را نگریست!
پلک روی هم گذاشتم تا بیشتر از این خرد شدنم را نبیند و همزمان صدایش در فضای اتاق پیچید!
- اگه میشه بریم تو یه اتاق دیگه مراحل عقد رو انجام بدیم!
سرم را با ناامیدی تکان دادم و به بازی مسخره شان پوزخند زدم و گفتم: عیبی نداره آریا صلحی؛ به هر حال تو نیاز به شاهد برای خطبه ی عقد داشتی!
شیلا نگاهی به ساعتش انداخت و بی حوصله ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مارال

    0

    خلاصه که من صد در صد با آریا مخالف نیستم موافق هم نیستم و این وسط حق بهش میدم پنجاه پنجاه

    ۲۴ ساعت پیش
  • مارال

    0

    قدم اول رو لاوین اشتباه برداشت و بنای دروغ و خطا رو گذاشت چه توقعی میشه از آریا داشت

    ۲۴ ساعت پیش
  • مارال

    1

    تا اینجا سکوت کردم و چیزی نگفتم و رمان رو خونوم لذت بردم از قلم خوبتون نظرات دوستان رو هم خوندم من به شخصه معتقدم وقتی تو زندگی به شریک زندگیت دروغ گفتی نباید توقع راستگویی و صداقت و مهربانی و محبت داشته باشی

    ۲۴ ساعت پیش
  • مارال

    1

    فقط یه سوال داشتم این رمان براساس واقعیته یا خیر؟

    ۲۴ ساعت پیش
  • مارال

    1

    رمانتون عالیه بسیار لذت بردم خسته نباشید خدا قوت نویسنده ی عزیز

    ۲۴ ساعت پیش
  • .....

    1

    بجای لاوین من دردم گرفت نامرد آریا

    ۵ روز پیش
  • ....

    1

    وحشتم از اینه دروغ بگن و لاوین سرش بلایی بیاد

    ۵ روز پیش
  • ملیکا

    1

    برای آریا و شیلا کل بکشیم عروس دوماد شدن 🤬🤬

    ۵ روز پیش
  • ملیکا

    1

    خدا و شکر که آریا زن نگرفته بود اونم با مراسم عقد کنان جلوی لاوین که انجام شد لاوین احمق خوش باور

    ۵ روز پیش
  • میم

    2

    با این مهریه و شرایط عقد فکر نکنم دیگه آریا رو بخواد،دارو ندارشو برمی داره و می ره هرچند ببره بهتره،دیگه بود و نبودش فرقی نداره 😠

    ۷ روز پیش
  • ماهی

    2

    من متوجه نشدم بعد ازینکه شیلا رفت خارج اریا میتونه برگرده؟

    ۷ روز پیش
  • ماهی

    2

    الهی چقدر سخته طفلک اون مادر هایی که بچهاشون رو نمیتونن شیر بدن

    ۷ روز پیش
کپی شد!