پارت صد و سی و چهارم :

*
تازه به خانه برگشته‌ام. به آشفتگی دیروز نیستم اما حالم همچنان تعریفی ندارد. انتظار داشتم بهتر از قبل بشوم؛ بهتر از زمانی که با وحید دوست بودم. اما حالم خیلی خراب‌‍تر از زمانی شده که هنوز سوت پایان را نزده بودم و در برزخ قهر مانده بودیم. تمام امروز دلم می‌خواست با بابک هم قهر کنم. منصفانه نبود، اما او را مقصر می‌دیدم. شاکی بودم از اینکه حاضر بود و من با تکیه بر حضور او پریشب به وحید ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!