پارت شصت و یک :

تیر اذیت کردنم به سنگ خورد. با خنده گفتم:_ پس لااقل بپرس سرویس بهداشتی پاساژ کجاست من دیگه روم نمیشه با این شلوار بگردم. اینجا هم زشته بپوشم بیام بیرون عین این بچه کوچولوهای ذوق زده از لباس نو!
خنده کنان راه افتاد سمت صندوق _ باشه بیا میپرسم.
به صندوق که رسیدیم کارت را داد به دست نادر و گفت:_ چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟
_ نه.
_ مطمئنی؟
سری تکان دادم و گفتم:_ آره عزیزم حساب کن بریم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    0

    😐😐 چیکار میکنی با ما دختر😑😑 اقاا ما هنوز سینگلیما😂🤣؛ ولی نه خداییش خوشم اومد امیرعلی هم مثل رادی خودمون نمونه بارز یه عاشق واقعی افرین👏🏼👏🏼

    دیروز
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    بله پسرمون یه پارچه آقاست 🤌🏻🥰

    دیروز
  • نسیم

    0

    بله بله بر منکرش لعنت

    ۲۰ ساعت پیش
  • آناهیتا

    2

    این پارت صدای محسن چاووشی و تو سرم پلی کرد🫠. منم، شکار! شکارم کن..! سپس، ببوس و بچرخانم… سپس، بچرخ و ببوسانم! سپس چه کار..چه کارم کن.. چه کار.. هر چه تو می خواهیست… بخواه آن چه، که می خواهی…🫠🤏🏻

    ۴ روز پیش
  • ریحان

    4

    من و تو همین پارت مخصوصا انتهای پارت دفن کنید🎀🗿

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    3

    بگو مزار و گشاد تر بکنن ما همه کنارتیم🗿🎀

    ۵ روز پیش
  • ریحان

    3

    سهیلا ما رو با فکر میکردیم طالبی خورون تو کافه ست نگو سمانه خیلی زرنگه🤣🗿

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    3

    کوشته شدیم همگی توسط سمانه ولی عجب طالبی خورونی داشتیم 😋🤤

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    3

    اونم طالبی از نوع خیس خورده ی تازه و رسیده🤤🤣

    ۵ روز پیش
  • یسنا

    3

    موز بیچاره چه بلایی به سرش اومد چقدر خودش و نگه داشت 😔🤣

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    2

    وای یسنا خفه بشی تو ساکت باش🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • یسنا

    2

    من دیگه نمیتونم ساکت باشم یکی من و از برق بکشه 🤣

    ۵ روز پیش
  • ندا

    3

    من از همه تون بدترم آخر پارت و چهار بار خوندم از اونجایی که برقا رفت🤣

    ۵ روز پیش
  • شیما

    2

    من توانایی صدبار خوندن این پارت و دارم😭

    ۵ روز پیش
  • راحیل

    2

    سینگلی فشار اورده ها فکر کنم

    ۵ روز پیش
  • شیما

    1

    همه ام ماشالا سینگل و خواهان یک امیرعلی🤣

    ۵ روز پیش
  • راحیل

    2

    امیر علی تو خواب و خیاله تو واقعیت نیست تو واقعیت به جز ابی سگ دستی ، ناصر سیبیلی چیزی گیرمون بیاد

    ۵ روز پیش
  • شیما

    1

    آره والا همین و بگو یه روانی بی اعصاب گیرمون میاد🗿😂

    ۵ روز پیش
  • مینو

    2

    واای خیلی خوب بود آره دقیقا

    ۵ روز پیش
  • مینو

    1

    ندا جون تنها نیستی فقط آب قند یادت نره

    ۵ روز پیش
  • ندا

    3

    مینو خدا شاهده فشارم افتاد سر آخر پارت برقا رفت قلب ما رو هم با خودش برد🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    دم برقِ گرم فهمید باید چه موقعی بره ما خیلی منتظر این صحنه ها بودیم 😁🤌🏻

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    اداره برق محله شون خیلی فهمیده و عاقل بود مرجان🤭😁

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    اره دم شعورش گرم خوب ثوابی برد دوتا جوون و ناکام نزاشت البته امیرعلی خودش نصفه کام گذاشت خودشونو 🫠🤣

    ۵ روز پیش
  • شادان

    0

    واای گفتی اداره برق ماهم همینه یه بار برقو قطع کردن شب بهشون زنگ زدیم که ما که صبح قطع کرده بودین بعد خیلی باحال بود گفت عه خوب شد گفتین ما حواسمون نبود اینجا رو قطع کرده بودیم یه بار الان وصلش میکنیم🤣🤣

    ۴ روز پیش
  • مینو

    2

    استوری و دیدی

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    1

    استوری خیلی ناز بود من صد دفعه دیدم😭🤌🏻

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    من هنوز از شک اون لحظه ها بیرون نیومدم تو چجوری ۴ بار خوندیش ندا 🫠😂

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    مرجان همش میرم میخونم ببینم خوابم یا بیدار🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    من متنای اول و رد میکنم میرم از اونجایی که برق رفت و میخونم 🤣🤦🏻 ♀️

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    وای منم دقیقا از لحظه ای که برق رفت و فکر کنم شش هفت بار خوندم🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    2

    یه مشت سینگل پسر ندیده بدبخت بیچاره دور هم جمع شدیم نیشمونم جمع نمیشه .خداا برسون یکی از این امیرعلیا 😭🥺🤌🏻🤣

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    کاش سمانه این پارت و به تصویر بکشه من میخوام ببینم 😭🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    عجبا با طالبی خورون راضی نشدیم حالا تصویرم میخوایم 😂اگه با رسم شکل بخواد نشون بده فک کنم رمانش بخوابه😶 🌫️😂😝

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    من برم این رمان و بدم یه کارگردان خارجی فیلم این رمان و بسازه من راضی بشم🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    اره عجب ایده نابی ندا بوس به خودت و اون مغز منحرف سناریو سازت 🤣🤌🏻

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    فدات بشم قابلی نداشت دیگه یه منم و یه مغز منحرفم و یه رمان سمانه😁

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    🤣🤣مغز باحالی داری پرورشش بده ندا

    ۵ روز پیش
  • آهو

    1

    وای یسنا تازه فهمیدم چی داری میگی🤣🤌🏻

    ۵ روز پیش
  • یسنا

    1

    خسته نباشی واقعا آهو جان میذاشتی سال دیگه میفهمیدی 🤣

    ۵ روز پیش
  • سرو

    1

    خاکنوسرم طالبی و شیر طالبی کم بود موز هم اضافه ش کردین خدایی نوبرین شماها🤣

    ۵ روز پیش
  • یسنا

    1

    جای موز خالی بود آخه کنار طالبی🤣🤭

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    خدایی خیلی خنده دارن سرو چیزای باحالی به ذهنشون میرسه 🤣

    ۵ روز پیش
  • مینو

    1

    طالبی خورون حال کردین خدایی سمانه تو با ما چه کردی

    ۵ روز پیش
  • یسنا

    2

    یه جوری طالبیا رو خورد که دیگه چیزی ازشون باقی نموند🤭

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    انقد طالبی طالبی کردیم سمانه گفت بیاید اینم طالبی فقط دیگه ولم کنید 🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    2

    دقیقا دیگه سمانه گفت بیاید این شما این امیرعلی این طالبی🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    امیرعلی خطاب به طالبیا :دستت و بزار تو دستم خاطرخواهت من هستم

    ۵ روز پیش
  • ریحان

    2

    تا اخرشم خورد نذاشت یه ریزه حروم بشه🤌🏻🤤

    ۵ روز پیش
  • مینو

    1

    🤣🤣👌 دلمان سوخت برا این بچه

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    فلک زده انقد خودشو نگه داشت فک کنم مردانگیش از کار افتاد🤭😆.فرناز پسرمونو ناقص کردیا🤨

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    1

    هم اکنون امیرعلی: دوستان من تیر خوردم شما ادامه بدید من دیگه چیزی برای ارائه ندارم🥴😂

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    طالبی و رد کرده بود داشت میرفت پایین تر که 😬😂

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    1

    قشنگ طالبیا رو و چلوند اومد پایین تر بعد یهو فاز و نول قاطی کرد🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    ولی من مطمئنم امیرعلی تا همین ماچ و موچارو بلد بود وقتی رسید به هلو🍑یهو تسمه تایم *** کرد نفهمید باید باهاش چکار کنه 🤣🤣🤌🏻وگرنه کدوم مردی میتونه جلو خودشو نگه دارهه با اون تن و بدن خیسس 🥵

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    مرجان ترکیدم از خنده آره به قرآن راست میگی بچه یه لحظه هنگ کرد چیکار کنه ترجیح داد فعلا دست نگه داره بره یه ذره یاد بگیره بعد بیاد بیفته به جون هلو🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    ندا به نظرم امیرعلی اون لحظه احتیاج به دفترچه راهنما داشت بچم .مغزش قفل کرده بود توانایی پردازش ۲۵۰ گرم خوشبختی و نداشت 🫣🫣🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    امیرعلی اون لحظه 👀👅 دو کیلو خوشبختی هر طرف و ۲۵۰ گرم خوشبختی بیشتر قسمت پایین. من و این همه خوشبختی محاله 🤣

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    2

    وای ندا بترکی تو آخه دلم از خنده درد گرفت 🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    ندا من فکر میکردم ذهن من مریضه مال تو که از مال منم مریص تره که 🤣دو کیلو رو از کجا اوردی

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    از بس آبدار و شیرینن لابد دو کیلوئن دیگه🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    آره دقیقا .عکساشم تو استوری همین و نشون میدادن 😂. ندا من فک کنم دیگه نزدیکه محدود بشم اگه جواب ندادم یه وقت بدونید

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    آخ آخ برو پس تا محدود نشدی😭

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    1

    وای مرجان🤣🤣 با دختر خاله ام نشستیم داریم کامنت می خونیم من قهقهه میزنم اون قهقهه میزنه🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    همیشه به خنده عزیزدلم 🤣بخندید راحت باشید دلخوشیای ما هم اینجا زیر پارتای سمانه ست که کامنت بدیم 😆

    ۵ روز پیش
  • ستاره ام

    2

    مرجان خدا خفت نکنه مردم از خنده 🤣 بچه خودش و نگه داشت بابا وگرنه امیرعلی و ناشی بودن😜

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    اره میدونم شوخی میکنم باهاش وگرنه به قول خودش من تمام این صحنه ها و قبلا تو ذهنم تصور کردم 😉

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    3

    فرزاد بدبخت خودش تو اون خونه دست از پا خطا نکرده حالا خونش شده مکان فرناز و امیرعلی🫣🤣

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    مرجان دیدی چه کرد با ما این سمانه قشنگ همه پای پارت هیپنوتیزم شدیم😂

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    من اینجوری بودم هرچی میرفت جلو تر میگفتم هَن؟ بخدا نهایتا انتظار یه لمسی مَمسی چیزی داشتم ولی تا کجا پیش رفتنا به نخی وصل بودن 🤣

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    من قشنگ لم داده بودم واسه خودم دعواشون که شد گفتم خب پس هیچی دیگه الان باز این میره دنبال خودش اونم دنبال خودش بعد که گذشت و اومدن خونه فرزاد و فرناز رفت *** و بعد برقا رفت دیگه فشارم افتاد🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    ینی قشنگ اون دعوای تو کافه هم شد سبب خیرا قشنگ همه چی دست به دست هم دادن تا این دوتا گرسنه تشنه به هم برسن امشب😂

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    خدا خیر بده امید و باعث خیر شد واقعا امیرعلی یه لبی تر کنه😁

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    خودش که خیری از فرناز ندید ولی به امیرعلی خیر رسوند 😂

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    1

    لعنتی فقط اونجا که خودش لباس زیر و تنش کرد🤤🤤 چه جلال و جبروت و طالبیایی🤣🤌🏻

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    خدا بگم چکارت نکنه هانیه .بخدا مردم از خنده دلم درد گرفت آیی🤣🤣🤨🤨

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    2

    به خدا بچه دلش نمی اومد لباس زیر و تنش کنه به زور تنش کرد🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    اره بچم خوب دلشو داشت من بودم فک نکنم توان مخالفت داشته باشم 🤐🤣

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    1

    من جای امیرعلی بودم عمرا تنش نمیکردم🤣🥴

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    پس خوبه من و تو جای امیرعلی نیستیم😂

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    1

    اگه من بودم که یه جوری حرکت میزدم نه ماه دیگه چهارقلو به دنیا بیاد🗿🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    یا حسین خوبه تو پسر مسر نشدی هاینه وگرنه دخترای مملکتم در خطر بودن 🫣🤣

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    1

    داداشمم همین و میگه بهم🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    بیچاره داداشت😶 🌫️😂

    ۵ روز پیش
  • شقایق

    2

    حالا دیگه مگه فکر اون چیزی که دیده از کله اش میره بیرون امیرعلی🤤🥴

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    مود امیرعلی هر روز هر ساعت هر دقیقه هر ثانیه: تو با من چه کردی فرناز 🤧

    ۵ روز پیش
  • شقایق

    2

    رد طالبیا از دهن این بچه نمیره😔🤣

    ۵ روز پیش
  • مینو

    1

    وای من مردم از خنده

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    سهیلا نمیدونم چرا این متن تو با صدای لاتای فیلم قدیمیا اومد تو ذهنم .خندم گرفت 😂(بگو قبر و گشاد کنن)

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    1

    وای دروغ😂 آخه با لحن لاتی نوشتم به خدا🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    بخدا😂پس صداش درست رسیده به گوشیم این نشون میده منظورتو خوب رسوندی

    ۵ روز پیش
  • سهیلا

    2

    سمانه اینقدر خوب منظور میرسونه با کلمات رو ما هم تاثیر گذاشته😁

    ۵ روز پیش
  • شیما

    2

    وای ریحان دیدی سمانه چه نفسی ازمون گرفت😭😍

    ۵ روز پیش
  • فرزانه

    1

    من و هم دفن کنید لطفا من مردم واسه این همه قشنگی😭

    ۵ روز پیش
  • ستاره ام

    1

    اصلا نمیدونم چی بنویسم😭🤩 سمانه میتونم بگم فقط گل کاشتی

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    🫠🤏🏻🎀

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزم😌🎀

    ۵ روز پیش
  • مریم حسینی

    0

    ناموساا اینا چقد مکان دارن آخه ورپریده تو خونه برادرت هم آره قرمسااق اولش امیرعلی براش الکی بود شایدم مثل داداش بعد شد آقاش حالا هم رفت لاپاش استغفرالله تسبیحم کو

    ۴ روز پیش
  • مرجان

    1

    سمانهه تبریک کامنتا ۴ کا شده بچه هاا تبریک بهتون کامنتا شده ۴ کا💃💃😁😁😎😎

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دست شما جیگر گوشه هام درد نکنه که بهم با کامنت هاتون انرژی میدید😍🎀

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    سمانه جون دم خودت گرم که اینقدر ماها رو به هیجان میندازی😍

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزمی ندا😘♥️

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    فداتشم کامنتای ما بازخورد رمان قشنگ و دلچسب خودته 💋

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    من این همه کامنت گذاشتم یادم رفت از سمانه تشکر کنم بابت پارت هدیه قشنگ و طولانیش .مرسی سمانه جان دمت گرم 😚❤️

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    مرجان دیدی شدیم ۴ کا🤩💃🏻

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    اره من هی ذوق ۴ کا شدن و داشتم بیام زودتری خبر بدم 🥺😁

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدای تو مرجان قشنگ و مهربونم😘♥️

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    خدانکنه عزیزدلم 😚🧡

    ۵ روز پیش
  • فاطمه

    2

    ولی من هنوز نگران اب حمامم که شیر اب بازه

    ۵ روز پیش
  • ریحان

    2

    شیر آب دیگه فنا رفت فاطمه😂 الان این دوتا ورپریده رو دریاب😁

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    اشکال نداره خود شیر اب راضیه که هدر بره فقط فرناز و امیر علی دست به کار بشن

    ۵ روز پیش
  • ابرا

    1

    این امیر علی هم چه مردانگی کرد کار هر کسی نیست تو همچین جای از دلش خواستن بگذر فر ناز خانوم هم که فکر این بد بخت نمی کنه 😅🤭

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    خدایی ام نمونه ی امیرعلی نیست فکر کن میوه تمیز و پوست کنده بذارن جلوت نخوری البته خوردها ولی کم خورد تا ته نخورد🤣🤭

    ۵ روز پیش
  • شقایق

    1

    حالا اگه ما بودیم طرف مثل پلنگ حمله میکرد سمتمون😑😂

    ۵ روز پیش
  • مینو

    2

    خدا لعنتت نکنه آخه پلنگ 🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • شقایق

    1

    والا به خدا دورغ میگم مگه شانس نداریم عین امیرعلی مراعات حالمون و بکنه دیگه 😑😂

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    شقایق بزارید این فک من دودقیقه اروم بگیره بخدا انقد کش اومده ازخنده درد میکنه 🤐🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    ندا بر و بَچ بیاید نفری یه سیلی بزنید تو صورتم ببینم خوابم یا بیدار توقع همچین پارت لعنتیی نداشتمم 🫣🫠😧🤤

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    2

    وای مرجان من تپش قلب گرفته بودم فکر کردم فرناز داره خواب می بینه بعد دیدم نه بابا صحنه واقعیه🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    منم دقیقا اینجوری بودم هانیه بعد یه لحظه گفتم نکنه فرزاد سر برسه این دوتارو اینجوری ببینه ینی هم داشتم کیف میکردم هم با استرس میخوندم 😬

    ۵ روز پیش
  • هانیه

    1

    حالا تا صبح بشه اینا بیدار بشن من یکی از استرس میترکم🗿 اخرشم لباس تنش نکرد ورپریده فرناز😈

    ۵ روز پیش
  • مینو

    1

    سمانه ممنون برای پارت هدیه و طولانی و جنجالی عالی بود دخترا استوری و ببینید

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    فدات مینو جونم🥰

    ۵ روز پیش
  • فرشته

    1

    وای سمانه جان گل کاشتی دختر چقدر داره خفن جلو میره 😍 من باورم نمیشه این پارت خیلی جیگر بود 🎀😋

    ۵ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزم فرشته جان🥰

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    استغفرالله میگه مگه نمیخواستی نتیجه اش ۹ ماه دیگه مشخص بشه خب بیا 😑فرنازز مگه تو همونی نبودی که بزور با امیرعلی راه اومدی حالا بچمو به بی راهه میکشی 😭🤣🥴

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    دیگه زده به سیم آخر قشنگ خیسم هست تر و تازه میگه بیا تا از دهن نیفتادم🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    ندا درد نگیری چرا انقد من و میخندونیی توو🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    یه امروز و وقت نکردم سایت و چک کنم .پارت جدیدد اومدهه😐🙄😭😭

    ۵ روز پیش
  • ریحان

    2

    کجا بودی مرجان که ما کوشته شدیم تو این پارت🤤

    ۵ روز پیش
  • مرجان

    1

    اخه خبر نداشتم که امروز پارت داریم 🥲🤧

    ۵ روز پیش
  • راحیل

    2

    ای فرناز کلک 😎تنت میخارید ها هی اصرار میکردی امیر علی نره😄اسم امیر علی بد در رفته ..فرناز بیشتر دلش شیر موز اینا میخواست 😜

    ۵ روز پیش
  • ندا

    2

    وای ترکیدم راحیل از خنده قهقهه زدم وسط خیابون🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • راحیل

    1

    بد میگم بگو بد میگی 🙃🙃🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • ندا

    1

    نه خدایی ام فرناز کرم می ریزه😂 امیرعلی بدبخت ترکید اینقدر خودش و نگه داشت

    ۵ روز پیش
  • زن امیرعلی ام

    1

    همسر قشنگم طالبی بخور نوش جونت بچسبه به رونت😭🐥

    ۵ روز پیش
کپی شد!