پارت شصت و دوم :

_ فرناز! پاشو دیگه، تا لحظه سال تحویل چیزی نمونده ها!
صدای مامان از پشت در می‌آمد و انگار هر بار که اسمم را صدا می‌زد، خواب شیرینم را یک قدم بیشتر از من دور می‌کرد. از این پهلو به آن پهلو چرخیدم و پتو را بیشتر دور خودم پیچیدم، اما صدای دوباره‌اش بالاخره مجبورم کرد پلک‌های سنگینم را به زور باز کنم.‌باز هم خواب دیده بودم...
همان خواب پنج شب پیش. همان اتاق خانه فرزاد... همان تاریکی... هم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهی

    1

    بچه ها عکس فرناز و دیدین تو استوری چه عسلیه لامصب🎀🐥🤤

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    عسلهه لامصب عسلل🤤🐥

    ۲ روز پیش
  • زن امیرعلی ام

    1

    چشم از رو زنِ شوهر من بردار🐥🔪

    ۲ روز پیش
  • ماهی

    1

    نمیتونم زن امیرعلی اخه زنِ شوهرت خیلی خوش مزه ست🤣

    ۲ روز پیش
  • ریحان

    2

    روابط خیلی پیچیده داره میشه🤣

    ۲ روز پیش
  • ماهی

    1

    خیلی🤣 پیچیده تر از همه چی

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    زن امیرعلی کارت خیلی سخته 😂

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    امیرعلی به خدا که حق داره همش دنبال این جوجه باشه😔😂

    ۲ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا 😁

    ۱۴ ساعت پیش
  • نسیم

    0

    مرسی ازت عزیزدلم که بازم کار خودتو کردی 😐😐😑😑 ولی نه خارج از شوخی چندتا سوال داشتم اول اینکه احیانا تو پارتای بعدی امیرعلی قراره مریضی ای چیزی بگیره؟ اخه گفت میترسم از دست بدمت و اینا دوم اینکه نمیخوای درباره این زهره یه فکری بکنی؟ والا دیگه به منم داره بر میخوره با این رفتاراش!یعنی چی با اکراه؟

    ۲۲ ساعت پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    زهره رو بسپار به خودم ادبش میکنم در مورد امیرعلی ام چیزی نمیتونم بگم باید پارت ها برسن

    ۲۰ ساعت پیش
  • نسیم

    0

    باوشه سپردم به خودت 😎😎

    ۱۹ ساعت پیش
  • ریحان

    1

    وای بچه ها این عیددیدنی با تابلو بازیای این سه نفر مخصوصا رعنا دیدنیه😂

    ۲ روز پیش
  • شیما

    1

    ولی چقدر کار خوبی کرد به رعنا گفت من خیلی خوشحال شدم رعنا فرناز و دوست داره😍

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    آره منم😍 من اصلا خود رعنا رو هم دوست دارم جز شخصیت های سفیده رمانه

    ۲ روز پیش
  • شادان

    1

    خودشون کم سوتی بودن حالا رعنا هم اضافه شده 🥰🥰 هنوز چایی نخورده زن داداش از زبونش نمیافته🤣

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    بدبخت فرناز یه سکته میزنه تو این دورهمی🤣 حس میکنم رعنا همش با نیش باز داره نگاهش میکنه

    ۲ روز پیش
  • هانیه

    2

    وای رعنا خیلی خوبه تا از در اومد پرید بغل فرناز خیلی باحال بود بعد اون تیکه که امیرعلی اخم کرد بهش عالی بود🤣 آخرش رعنا این دوتا رو لو میده

    ۲ روز پیش
  • شادان

    1

    من حس میکنم نفر بعدی که بفهمه فرزاده .. بعد تازه همش حس میکنم فرزاد اول خیلی جدی بترسونشون بعد بگه من که از قبل میدونستم و مبارکه 🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • هانیه

    2

    دقیقا شادان منم عین تو حس میکنم اخه فرزاد خیلی تیزه به نظرم تا الان فهمیده فقط میخواد امیرعلی بیاد جلو😂

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    فقط من منتظرم زهره بفهمه بعد واکنشش و ببینم به خدا یه سکته میزنه این وسط😂

    ۲ روز پیش
  • شادان

    1

    من اصلا برام مهم نیست ..حس میکنم خیلی کاری از دستش برنمیاد با وجود این امیرعلی عاشق و فرناز دلداده

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    آره واقعا هم نمیتونه کاری بکنه چون امیرعلی کوتاه بیا نیست پسرمون اسم فسقلی هاش و هم انتخاب کرده 🥲😍

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    امیرعلی دیگه سر قضیه لیلا میخش و محکم کوبید دیگه مامانش نمیتونه کاری داشته باشه

    ۲ روز پیش
  • شادان

    1

    ولی هرچی بیشتر از این رمان میخونم میفهمم چقد انتخاب عکس شخصیت امیر علی بهش میاد..

    ۲ روز پیش
  • هانیه

    1

    اصلا هم امیرعلی هم باقی شخصیتا خیلی خیلی شبیه عکسشونن من قشنگ تصور می کنم حتی تو رما قبلیای سمانه ام همین بود مخصوصا رادمهر

    ۲ روز پیش
  • شیما

    1

    حسابی بهش میاد شیطون و جنتلمن و عاشق جوجه ی خوردنیش🐥😍😭

    ۲ روز پیش
  • فرزانه

    1

    چع قشنگ گفتی شادان جان خیلی عکسش شبیه خودشه من همون زمان که عکسش و دیدم باهاش ارتباط گرفتم آخه خیلی حساسم حتما باید عکش شخصیت به خودش بیاد ولی سمانه گل کاشت

    ۲ روز پیش
  • شادان

    1

    آره ..من تازه کلی از روی عکس شخصیت ها تصیمیم میگیرم یه چی بخونم یا نه ..اینقد ظاهر بینم 🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • فرزانه

    2

    منم مثل توام شادان 🙈 تا شخصیت خفن نباشه حس میکنم رمان خفن نیست🤭😁 تازه کاور رمانم برام مهمه. کاور رد بوسه هایت خیلی ناناز بود از اولش🥲

    ۲ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    چه حس خوبی پیدا کردم که این و گفتی شادان جانم 🙈 آخه سر انتخاب عکس تقریبا گسسته میشم😂 تا خودم‌ارتباط نگیرم عکسی نمیذارم برای شخصیت

    ۲ روز پیش
  • شادان

    1

    مرسی بابت این همه زحمت .. واقعا عالی دراومده❣️❣️

    ۲ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    عزیزمی شادان🥰🎀

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    واقعا امیرعلی خود امیرعلیه عکسش 🫶

    ۲ روز پیش
  • لی لی

    1

    این روزا تنها دلخوشیم این رمانه و فرناز و امیرعلی نمیدونم شمام مث منید یا نه😭

    ۲ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    ای جونم🥲🐥

    ۲ روز پیش
  • ریحان

    1

    ما همه مثل توایم لی لی 😭😍 منم تنها دلخوشیم این دوتان

    ۲ روز پیش
  • لی لی

    1

    دلم میخواست کتاب میشد بغلش میکردم کتاب و هر صفحه اش ده بار میخوندم😭

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    منم مثل توام ولی لی لی جونم کتاب همه ی این قشنگیا رو سانسور میکنه🤭

    ۲ روز پیش
  • ریحان

    1

    وای ندا گل گفتی همش سانسور میشه همون بهتر اینجوری باشه البته این نسخه ی جدید شبت بخیر آقای عاشق دلواپسه که خود سمانه گفت دیگه تجدید چاپ نمیگیره

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    آره گفت با ناشر دعواش شده

    ۲ روز پیش
  • لی لی

    1

    وای من نمیدونستم نسخه ی اون کتابه😍 چه بامزه

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    البته نسخه ی بدون سانسور و جینگول مینگولش😁

    ۲ روز پیش
  • لی لی

    1

    من میمیرم واسه این جینگول بازیاشون🤤

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    خداروشکر که نسخه بدون سانسور گذاشت من اصلا با سانسور به دلم نمیشینه

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    وای منم همش منتظرم روزای رمان برسه بیام بخونم😍

    ۲ روز پیش
  • ترانه

    2

    حالا بین همه ی اینا من حس میکنم میعاد آتیش زیر خاکستره فعلا😑

    ۲ روز پیش
  • ریحان

    1

    وای ترانه منم هیمنطور😐 دلم شور میزنه

    ۲ روز پیش
  • ترانه

    1

    بعد اونجایی که امیرعلی گفت دلواپسه منم اصلا یه جوری شدم نگرانم چیزی بشه🥺

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    نه نگران نباش اون از سر عشق زیادش گفت

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    منم یه لحظه حس کردم نکنه چیزی میخواد بشه🥺

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    وای منم به میعاد فکر میکنم گذشتم میریزه غصه ام میگیره

    ۲ روز پیش
  • ماهی

    1

    دیدم بچه ها اشاره کردن به اینکه میخوان امیرعلی و گاز گازی کنن خواستم بگم منم هستم من و هم ببرید با هم گازش بگیریم توله رو🤤

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    آقا منم هستم منم ببرید این پدرسوخته رو گاز بگیرم 😂

    ۲ روز پیش
  • ماهی

    1

    منم واقعا استرس این و داشتم فرزاد برسه و ببینه خداا یک عدد جوجه ی بی لباس تو بغل یک عدد آقای عاشق خوابیده بعد دیگه او نو او نو اونو نو نو نو نو نو🤣🤌🏻

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    وای چه قشنگ گفتی ماهی دقیقا همین آهنگ پیچید تو سرم🤣

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    دلم میخواست این رمان فیلم بشه خدایی میترکوند😂

    ۲ روز پیش
  • ماهی

    1

    ولی چقدر قشنگ بهش میگه جوجه🐥🎀 جوجه ی خیسش و یمخواد خب سمانه خسیس نباش بازم خیس کن جوجه رو بپره بغلش🥲

    ۲ روز پیش
  • ریحان

    1

    جوجه ی خودشه خب🐥

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    سمانه ماهی راست میگه خسیس نباش😭 بذار جوجه شو بخوره😭🤣

    ۲ روز پیش
  • نسترن

    1

    یکی ام نداریم جوجه صدامون کنه🗿

    ۲ روز پیش
  • ماهی

    1

    به خدا این رعنا لو میده این دوتا رو🤣

    ۲ روز پیش
  • ماهی

    1

    سمانه سمانه سمانه منم عین امیرعلی باید بهت بگم ورپریده داری با قلب ما چه میکنی😭

    ۲ روز پیش
  • ترانه

    1

    از اونجایی که با قلم سمانه آشنام دلشوره دارم میعاد سرو کله اش از یه جا بزنه بیرون😑

    ۲ روز پیش
  • ترانه

    1

    آخیش بلاخره یکی فهمید😍 خوب کسی ام فهمید رعنا خیلی مهربونه حس میکنم خیلی کمک میکنه به این جوجه خانم و آقای عاشق😍

    ۲ روز پیش
  • مهتاب

    1

    امیرعلی منم ببینمت گازت میگیرم واقعا🗿😭

    ۲ روز پیش
  • یسنا

    1

    تنها نرو مهتاب منم با خودت ببر من تا این و گاز نگیریم اروم نمیشم😭

    ۲ روز پیش
  • مهتاب

    1

    بیا بریم من دیکه توان ندارم این بشر و گاز گازی نکنم

    ۲ روز پیش
  • فاطمه

    1

    سمانه جون میشه لطفا عکسی که برای امیر علی فرستاد استوری کنی

    ۲ روز پیش
  • فرزانه

    1

    فاطمه من به دست و پاش افتادم استوری کنه اصلا استوری نکنه من خوابم نمی بره شب😭😁

    ۲ روز پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    آره فاطمه ی قشنگم‌میذارم💃🏻

    ۲ روز پیش
کپی شد!