پارت دوازده :

***
با صدای باز شدن درب، فردین که روی تک‌مبل مخمل اتاق مچاله شده بود، همچون فنری رها شده از جا پرید. لحظاتی طول کشید تا گیجی خواب جای خود را به واقعیت بدهد. قبل از اینکه نگاهش به سوی درب بچرخد، ناخودآگاه به سوی تخت کشیده شد؛ جایی که طلا در خودش جمع شده و غرق خواب بود، همچون غنچه‌ای که از سرمای زمستان می‌لرزید.
جهان مقابل درب ایستاده بود. دست به سینه، با ظاهری که در عین آراستگی، بوی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت طلا در رمان به آغوش تو محتاجم طلا
تصویر شخصیت فردین در رمان به آغوش تو محتاجم فردین
تصویر شخصیت هما در رمان به آغوش تو محتاجم هما
تصویر شخصیت جهان در رمان به آغوش تو محتاجم جهان
تصویر شخصیت جانان در رمان به آغوش تو محتاجم جانان
تصویر شخصیت سپهر در رمان به آغوش تو محتاجم سپهر
تصویر شخصیت نوید در رمان به آغوش تو محتاجم نوید
تصویر شخصیت آرش در رمان به آغوش تو محتاجم آرش
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!