به آغوش تو محتاجم به قلم عاطفه میرزائی
پارت پنجم :
***
از بخش آیسییو بیرون آمد و با پاهای بیتوان به سمت داییاش و هما رفت.
- چی شد داییجان؟
دخترک با صورتی درهم پچ زد:
- امشب باید بمونه. سیستم مغز و اعصابش دوباره ضعیف شده. دکترش بیاد بیرون ببینم چی میگه.
همایون نفسش ر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

شادان
0وااقعا خیلی برای طلا سختهتحمل این وضعیت که باباش با اینحاله و کاری از دستش برنمیاد..