پارت بیست و دوم :

"زمان حال"

"آریل"


وارد مطب شدم و به سمت اتاقی که انتهای سالن بود رفتم. در کمال تعجب؛ اون پسر گستاخ توی آسانسور هم داشت پابه‌پای من می‌اومد. با کلافگی تقه‌ای به در زدم و با سلام به همه روی صندلی نشستم. حواسم که از سلام دادن به اعضای گروه جمع اطراف شد، دیدم پسر هم انگار همزمان با من وارد اتاق شده و دقیقا روی صندلیِ جلوم نشسته!

دکتر حقی؛ روانشناس برجسته‌‌ای که حدودا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آکین در رمان عاصی آکین
تصویر شخصیت اُکتای در رمان عاصی اُکتای
تصویر شخصیت آریل در رمان عاصی آریل
تصویر شخصیت آرون در رمان عاصی آرون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نورا

    1

    وایی نهه اکتای عالیی بودد💕😭

    دیروز
  • زهرا

    1

    یعنی چه اتفاقی برای اکتای افتاد که آریل اینقدر با حسرت ازش حرف میزنم🤔😔

    دیروز
  • ازیتا

    1

    اکتای.. تو با این دختر چیکار کردی..

    دیروز
  • وفا

    0

    قلمتون مانا بی نظیر بود 🫠

    دیروز
  • Nana

    3

    اون عزیزی که میگه اکتای هست؟ چقدر زاحسرت ازش حرف میزد امیدوارم اتفاقی واسش نیوفتاده باشه

    ۲ روز پیش
  • شی شی

    3

    وایی من دلم گرفت وقتی اریل یاد عاصی افتاد.. خداا..عالی بود عشقم

    ۲ روز پیش
کپی شد!