زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت دویست و بیست و نهم :
از سکوت و چرخیدن سرش فهمید که دارد نرم میشود. قیافهاش را کمی ملوس نشان داد تا رویش تأثیر بیشتری بگذارد.
- اما آقای دکتر مرد خوب و برازندهایه، از اون آدم حسابیهاست، میتونی تحقیق کنی.
مثل اینکه بدجور خراب کرده بود. نگاهش که به قیافهی عاقلاندرسفیهاش افتاد پی برد که اصلاً در زبانبازی مهارت ندارد. حسام از پشت حلقههای نازک دود سیگار به چهرهی آویزان دخترک که با گله
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
....
1سلام عزیزم خسته نباشید ما بی صبرانه منتظر شما وقلمتون هستیم.
۱ ماه پیشسعادت
1بی صبرانه منتظر فصل جدید هستم لطفاً زودتر برگردید سپاس بانو 🌸🌸
۱ ماه پیشZ.k
1خدا قوت بانو جان 😘😘 بی صبرانه منتظر فصل بعدی هستم .🥰🥰قلمت مانا🥰
۱ ماه پیشزهرا
2خسته نباشی لیلا جونم تو رو خدا زود برگرد ما رو چشم انتظار نزار 👌🌱🌺💗
۱ ماه پیشفخری
0مرسی لیلا جان خسته نباشی گلم امیدوارم زودتر مشکلت حل بشه و ما را چشم انتظار نزاری قشنگم.قلم زیبات مانا 🩷🌸🩷🌸🩷🌸
۱ ماه پیشهدی
0خدا قوت نویسنده جان ممنون بابت وقت و انرژی که برای ما گذاشتین خیلی برای ماه بانو بخاطر عبور از گذشته خوشحالم امیدوارم فصل بعدی عاشقانه های حسام به ماه بانو رو ببینیم🩷
۱ ماه پیشTara
0خسته نباشی گلم ، منتظرت هستیم انشالله که مشکلاتت زود حل بشه و زودی برگردی
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مینو
0سلام عزیزم نمیخوای پارت جدید بدی؟مشتاقانه و بی صبرانه منتظریم🥺