پارت دویست و سی :

***

صدای بم خواننده‌ی رپ هم‌چون دارکوبی مزاحم بر دیواره‌های سست مغزش نوک می‌زد. حسام چطور به این آهنگ‌ها گوش می‌داد؟ با یادآوری‌اش نگاهی به ساعت انداخت، عقربه‌ها برای آزار رساندنش اصرار زیادی می‌ورزیدند. پاهای بی‌تحملش را به پنجره قدی گوشه‌ی سالن کوک زد. در رفت‌و‌آمد اتومبیل‌ها، پی ماشین مشکی آشنایی می‌گشت که به این تأخیر و دلواپسی طولانی پایان دهد. پرده‌ را محکم کشید،

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    سپاس فراوان لیلا جان عالی بود دست گلت درد نکنه امیدوارم مشکلت حل شده باشه.قلم زیبات مانا 🍀💚🍀💚🍀💚🍀💚🍀

    ۳ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️