زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت دویست و سی :
***
صدای بم خوانندهی رپ همچون دارکوبی مزاحم بر دیوارههای سست مغزش نوک میزد. حسام چطور به این آهنگها گوش میداد؟ با یادآوریاش نگاهی به ساعت انداخت، عقربهها برای آزار رساندنش اصرار زیادی میورزیدند. پاهای بیتحملش را به پنجره قدی گوشهی سالن کوک زد. در رفتوآمد اتومبیلها، پی ماشین مشکی آشنایی میگشت که به این تأخیر و دلواپسی طولانی پایان دهد. پرده را محکم کشید،
لطفا صبر کنید...

فخری
0سپاس فراوان لیلا جان عالی بود دست گلت درد نکنه امیدوارم مشکلت حل شده باشه.قلم زیبات مانا 🍀💚🍀💚🍀💚🍀💚🍀