رقص آتش به قلم مهسا ماهنما
پارت بیست و هفتم :
باتعجب نگاهی شانهام_همان جایی که با دستش اشاره میکرد_انداختم.
-نمیتونستم ببندمش...شاهد میدید!
نفسش را حرصی بیرون میدهد .
چرا اینقدر عصبی شده بود؟
درد وحشتناک و تکان های شدید دستم را انکار نمیکنم ، اما واقعا چاره دیگری نداشتم !
پویان و آرشام ، بیتوجه به دور و برشان ، تکه های مثلثی شکل پیتزا را گاز میزدند و گاهی راجب طعم و مزهاش نظر میداد
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهسا ماهنما | نویسنده رمان
بچه ها من یه چالش گذاشتم،که اگه تا دیروز کامنتا رو تا ۳۲۰ بالا میبردید پارت هدیه میزاشتم.شرط سختیم نبود اصلا!ولی خب دیگه نرسوندید پارت منتفی شد🤏🏻🥲
۲ روز پیشگندم
0خب من خبر نداشتم 😭
۲ روز پیش
مهسا ماهنما | نویسنده رمان
بعدا بازم چالش میزارم براتون🎀🩷اگه براتون اطلاعیه نمیاد رمان و وارد کتابخونهتون کنید
دیروز
لطفا صبر کنید...

گندم
0میگمم مهسا جونم میشه بهمون پارت هدیه بدی ؟ (قول میدم از خوشحالی سکته کنم )