پارت سیزده :

ماشین سرعتش را کم کرد. بوی خاکستر و چوب سوخته حالا غلیظ‌تر شده بود، طوری که حتی از پشت شیشه‌ی بسته هم نفسم را می‌گرفت. مسیر باریک‌تر ‌شد و درخت‌ها انبوه‌تر، انگار جنگل هر لحظه ما را عمیق‌تر به درون خویش می‌کشید.
کمی جلوتر، میان مه و دود، طرح یک حصار سیمی نمایان شد؛ حصاری بلند که دور بخشی از جنگل کشیده شده بود. روی حصارها، هر چند متر یک‌بار، تابلوهای مثلثی شکل با مضمون خطر برق گرف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لی لی در رمان پشت این سکوت لی لی
تصویر شخصیت سارا در رمان پشت این سکوت سارا
تصویر شخصیت رادوین در رمان پشت این سکوت رادوین
تصویر شخصیت مروارید در رمان پشت این سکوت مروارید
تصویر شخصیت رامین در رمان پشت این سکوت رامین
تصویر شخصیت الینا در رمان پشت این سکوت الینا
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    1

    وای.. یعنی اینجا چه خبره؟ هیجانی تر و جذاب تر شده😍 این رمان فوق العاده هست❤️

    ۱ ماه پیش
  • دختر صحرا

    1

    رادوین رو بردن

    ۱ ماه پیش
  • زهره

    0

    وایی استرس گرفتم.. قضیه دارک شد

    ۱ ماه پیش
  • مهرانه

    0

    رادوین؟ نکنه مربوط به همین فلشه کاش فلشو برمیداشت همش حس میکنم وقتی برگرده فلش نیستش سرگرد چی میخاست بگه اگه تا صبح اتفاقی بیفته چیی

    ۱ ماه پیش
  • اریا

    0

    منم حس میکنم به فردا صبح نمیرسه

    ۱ ماه پیش
  • یاسمن

    5

    قضیه یکم مشکوکه:/ من جای مروارید استرس گرفتم

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️