پشت این سکوت به قلم فاطمه مهدیان
پارت چهارده :
صدایی مهیب، از پشت سرم، هوا را شکافت؛ چنان ناگهانی که پیش از آنکه مغزم فرصتِ فهمیدن پیدا کند، تمام بدنم، برای کسری از ثانیه، خشک و بیحرکت ماند.
زمین زیر پایم تکان شدید خورد، گویی خودِ خاک نیز از آن غرش هراسیده باشد. در کسری از ثانیه، ذهنم هیچ تصویری نساخت؛ تنها خلأیی سفید و ازاردهنده، جایی که میبایست فکر جای میگرفت.
موجِ داغِ انفجار، از پشت، بر تنم نشست؛ سوزشی که همچون تیغی،
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

یاسمن
0چ جای حساسی تموم شد پارت هدیه میخوام :)