شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت هشتاد و دوم :
وقتی در مکان دنجی مستقر شدیم، مرد جوان مقابل شهاب خم شد و پرسید؛
-منو درخدمت شماست جناب اشراق. انتخاب از شما اجرا از ما !
شهاب گفت ؛
-نوشیدنی گرم می خوریم به اضافه یه قلیون.
-چشم قربان ،امر دیگه ای نیست؟
-فرزین اومد،بیارش اینجا! به کاوه هم بگو از این آهنگ های مزخرف بیاد بیرون.
مرد جوان خندید و رفت.بلافاصله پرسیدم؛
- زیاد می آیی این جا ؟
-یه زمانی پاتوقمون بود. اما حدو
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مریم
2آروم باش شهاب خان 🤭🤭