شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت هشتاد و سوم :
مرد جوان در پی تشکری صمیمانه از حضورم در آن مکان گفت؛
-این شهاب خان ما پسر خیلی مثبتی بود. نمی دونم چرا دو سه سالیه سیستم مغزی اش ویروس گرفته. امیدوارم شما پاکسازی اش کنید تا مرتبه ی بعد که تشریف میارید خجالت زده اتون نشیم. درپی تبسمی محو تشکر کرده و بیرون رفتم.
داخل اتومبیل که نشستیم از روی کنجکاوی پرسیدم ؛
-مگه این آقا از طرف کاوه برات پیغام نیاورد ؟اسم خودشم کاوه بود؟
نگاه Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

الهه محمدی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزدلم
۲ ماه پیشم
2خدارو شکر این بارم بخیر گذشت،خیلی حرف بدی بود،فکر نمی کردم شهاب به این زودی حالش خوب بشه 😍🙏🏻
۲ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
شهاب من عششششقه😂😍
۲ ماه پیشایلگار
1خسته نباشی عزیزم عاشق این رمانم لطفا پارتها طولانیترر😍
۲ ماه پیش
الهه محمدی | نویسنده رمان
عزیزمی ❤️
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

مهین
4خسته کارات نباشی الهه جون 🙏🙏