طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت صد و پنجاه و چهارم :
آترا هرچه بیشتر نزدیک مزدا میشود، قلبش بیریتم و محکمتر میکوبد؛ انگار بخواهد راه نفسش را هم تنگ کند. به یک قدمی ماشین سیاه میرسد که در باز میشود؛ با دیدن قامت نیکداد در نیمه تاریک خیابان، تمام تنش مورمور میشود. نیکداد از مقابل کاپوت رد میشود و نزدیکش میآید که دستهایش منجمد میشود و نبضش داخل گلویش غوغا به پا میکند. مقابلش که میایستد و آن لبخند کم پیدا را میزند؛ انگا
لطفا صبر کنید...

م
1مرگ مونا حتما یه ربطی به محسن یا مرضیه داره 🤔🙏🏻