پارت هفتاد و هفتم :

(نعنا)

وقتی موتور ترمز کرد، حالت تهوع خفیفی حس کردم.
بی‌شک اگه یکم دیگه روی اون موتور می‌موندم ، روی میراث بالا می‌‌آوردم.
دنیا دورِ سرم می‌چرخید، رنگ‌ها باهم تلفیق می‌شدن و دروازه‌ی مدرسه بهم دهن کجی می‌کرد. نمی‌دونم بالاتر از سرعتِ نور چه سرعتی وجود داشت ، با همون سرعت میراث روند و به مدرسه رسیدیم.
خودم رو از روی زین پرت کردم پایین.
پاهام...
پاهام اصلاً فرم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • بیژی

    1

    کالی عاشقتم زن. خدا وقتی داشته تورو می کشیده از جوهر مخصوص استفاده کرده. قلمت خیلیی تکهه. خیلیی خفنهه. اصن این پارت😭🙏🏿🛐🛐

    ۳۷ دقیقه پیش
  • بیژی

    1

    فهمیدمم به خدا فهمیدم چی شدد. میراث یه موقعی عاشق نعنا میشه و ستاره رو می فرسته تا با محمدرضا.. آره. بعدش به پدر ستاره که جمال تبار باشه دستور میده تا اینطوری نعنا رو تو دام بندازن. یوهوهوو😭🗣

    ۳۸ دقیقه پیش
  • الی

    2

    پس میراث از خیلی وقت پیش نعنا رو میشناخت پس بگو چرا تو همون دیدار اول درگیر سپهر شد

    ۴۵ دقیقه پیش
  • ماهی اصلی

    2

    نظر خاصی ندارم نظرم تو کلمات نمیگنجن منتظرم فصل اول کامل شه بشینم دوباره همشو تو یک شب بخونم این از اون رماناست که هر دفعه می خونی یک چیز جدید میفهمی🔥

    ۱ ساعت پیش
  • .....

    0

    چرا این حقیقت با این حال که همه مون حدس میزدیم اینطوری باشه بازم یه جورایی انگار داره برامون زبون درازی میکنه من الان واقعا حس میکنم کالی داره با روح و روانم بازی میکنه😢

    ۲ ساعت پیش
  • Yasi

    0

    اوخوداا چقد واسه مانی دلم تنگ شده بود اگوری پگوری مامان🎀🎀

    ۲ ساعت پیش
  • Yasi

    1

    کاری به چشم چران بودنش ندارم چجوری از اونجا رفتی بالا چجوریی از اون ارتفاع رفتی بالاا

    ۲ ساعت پیش
  • ....

    2

    وای وای یعنی قلبم اومد تو دهنم فقط اون تیکه که اسمشو زمزمه کرد :نعنا بعد انگار هم نعنا و خیلی وقته زیر نظر داره که محمد رضای عوضیو چون یه تیکه گفت که لاکردار از اول نمی تونست اون زیبایی های خیره کننده برای شغال صفتی مثل محمدرضا بشه یعنی کالیستو دختر دمت گرم نمی دونم چی بگم واقعا دمت گرم

    ۲ ساعت پیش
  • Yasi

    2

    محمدرضا هنوز چجوری زنده اس ..این برام سواله

    ۲ ساعت پیش
  • Yasi

    2

    حاجی یونا کجاست؟ نبودنش طبیعی نیستا ..میراث چیکارش کردی بچه رو

    ۲ ساعت پیش
  • Yasi

    0

    خیلی چشم چرونی میراث ..یکم حیا یکم عفت ..چشم سفید که بهت میگن

    ۲ ساعت پیش
  • Yasi

    0

    وای ..وای قلبم

    ۲ ساعت پیش
  • Zeynab

    1

    گویا میراث خیلی وقته نعنا رو می شناسه اون روز تو *** که جلوش *** بود میدونست دختره بی تربیت میگم کرم داره شما بگین نه😂😂

    ۲ ساعت پیش
  • شاهد عقد میراث ونعنا

    0

    حاجیی پشمامم فکر کن میراث نتونه کنترل کنه خودشو بره داخل حمام و . آره دیگه

    ۲ ساعت پیش
  • Guan

    2

    ولی دلم برای دارو درخت و شبکه پویا خیلی تنگ شده بود🥹

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!