پارت چهل و نهم :

نفس میان سینه‌اش از برخورد خنکیِ آب حبس شد و به زحمت سرش را بالا آورد.از میان نگاه تار شده‌اش و قطرات آبی که روی مژه‌هایش سنگینی می‌کردند و هرازگاهی هم، راه چشمانش را در پیش می‌گرفتند، خیره‌ی مرد سر تا پا مشکی پوش با آن ریش‌های بلند شد.لحظه‌ای چشمانش را روی هم فشرد که مرد، حینی که دستانش را پشت کمرش در هم قفل کرده بود، قدمی پیش آمد.نگاهش را روی میثم و بهم ریختگی چهره‌ی او ثابت کرد و ج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیر در رمان نهان امیر
تصویر شخصیت عاطفه در رمان نهان عاطفه
تصویر شخصیت بیتا در رمان نهان بیتا
تصویر شخصیت میثم در رمان نهان میثم
تصویر شخصیت سینا در رمان نهان سینا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطیما

    0

    خیلی شیرینه که آدم تو بدترین موقعیت زندگیش یکی رو داشته باشه که همه جوره مواظبش هست مثل بیتا و عاطفه🥺 خسته نباشی عزیزم💕

    ۲ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    عاطفه برای بیتا درست مثل خواهر نداشتشه

    ۲ هفته پیش
  • محرابی

    0

    ممنونم عالی مثل همیشه. آخی میثم طفلی خداکمکش کنه. بیتا هم ازاون بدتر خدا به داد دوتاشون برسه

    ۳ هفته پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    جفت‌شون تو بدترین موقعیتن🥲مرسی عزیزم

    ۳ هفته پیش
کپی شد!