پارت پنجاه و نهم :

از اتاق که بیرون آمدم، انگار نه انگار چند دقیقه قبل داخل اتاقم داشت دیوانه‌ام می‌کرد. مثل پادشاهی که چند سرزمین را فتح کرده باشد، راحت روی مبل لم داده بود، یک سیب سرخ در دستش بود و همان‌طور که گازهای محکم به آن می‌زد، به حرف‌های فرزاد قهقهه می‌خندید. معلوم نبود فرزاد چه گفته بود که اینطور سرش را عقب می‌برد و از ته دل می‌خندید. لبم گزیدم تا خنده‌ی خودم لو نرود.
«پسره‌ی پررو...»

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان رد بوسه هایت سیاوش
تصویر شخصیت بیتا در رمان رد بوسه هایت بیتا
تصویر شخصیت فرناز در رمان رد بوسه هایت فرناز
تصویر شخصیت نریمان در رمان رد بوسه هایت نریمان
تصویر شخصیت میعاد در رمان رد بوسه هایت میعاد
تصویر شخصیت نازنین در رمان رد بوسه هایت نازنین
تصویر شخصیت فرنوش در رمان رد بوسه هایت فرنوش
تصویر شخصیت فرزاد در رمان رد بوسه هایت فرزاد
تصویر شخصیت امیرعلی در رمان رد بوسه هایت امیرعلی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    0

    اخ اهی دورت بگردم مادر که از روزگار مزخرف حرصی شدی ولی اینم میدونم که فرنازم حالش بهتر از تو نیست؛ اخ اونجایی که گفت دلم میخواست پاشم و جیغ بزنم که نمیخوام و .. یاد اهنگ قرارمون یادت نره منصور افتادم اونجایی که عروسه یهو پا میشه و میگه نمیخوام😂

    ۲ روز پیش
  • ندا

    1

    سمانه چرا فردا نمیرسه این پارت طولانی و بذاری دارم دیوانه میشم🥲😄

    ۱ هفته پیش
  • شقایق

    1

    وای ندا تو با من تله پاتی داری؟😐 دقیقا اومدم همین و بگم😐😁

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    1

    ای جونم بله دیگه تله پاتی داریم 💅

    ۱ هفته پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    میرسه میرسه نگران نباش🙈

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    1

    بچه ها دقت کردین سمانه چه استوری های خونه خراب کنی میذاره😂😭

    ۱ هفته پیش
  • شقایق

    1

    ما رو کشته با این استوری ها😁

    ۱ هفته پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    قابلی نداره😜

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    1

    سمانه ولی من دقت کردما دیروز زیاد تو کامنتا کنارمون نبودی🥲

    ۱ هفته پیش
  • شیما

    1

    آره نبود زیاد مثل قبل

    ۱ هفته پیش
  • شقایق

    1

    سمانه بگو که داشتی پارت طولانی برامون آماده میکردی ترو خدا ضایعم نکن😁

    ۱ هفته پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    درست حدس زدی شقایق 🙈🎀

    ۱ هفته پیش
  • مینو

    1

    شیر طالبی خورن بود انگار من نبودم 🤣🤣 بیچاره امیر علی از دماغش درآمد اون بوسه ها

    ۱ هفته پیش
  • سهیلا

    1

    یه شیر طالبی خورونی بود جات خالی مینو🤣

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    1

    اخرشم این بچه شیر طالبیش و نخورد😔🤣

    ۱ هفته پیش
  • شادان

    1

    کلا این رمان اینجوریه که یه ربع خود پارته که میخونی یه ربع فقط کامنتا 😅😅

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    1

    من فقط اینجا کامنت میذارم خدایی بقیه رمانا حال نمیدن ماها خیلی خوبیم😂🤌🏻

    ۱ هفته پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    سرگرمی بیشتر را در رمان های ما جستجو کنید😂

    ۱ هفته پیش
  • شادان

    1

    کاش امیر علی میگفت فرناز رو من میخوام. تمام.

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    1

    این بچه جلو این ننه اش چجوری بگه آخه 🥺

    ۱ هفته پیش
  • میم

    3

    ولی مطمئنم فرزاد یه بوهایی برده اینقدر تلاش می کنه،اینارو از موقعیتای عجیب نجات می ده،زهره خانمو بگو چه مهربون شده برای رد کردن فرناز 😏🙏🏻

    ۱ هفته پیش
  • شادان

    2

    منم خیلی حس میکنم فرزاد یه چیزایی میدونه .. اخه کلا پسرا توی این مسائل خیلی تیزن..

    ۱ هفته پیش
  • میم

    1

    وای که چه سورپرایز در سورپرایزی شد،بیا امیرعلی خان حالا سورپرایز خرکی بکن،الان حالت جا اومده قشنگ 😅

    ۱ هفته پیش
  • مریم حسینی

    2

    امیرعلی حقشه اگه واقعا دوستش داره مرد و مردونه بره جلو حداقلش به فرزاد بگه من خواهرتو میخوام هرچند فرزاد هم تا الان فهمیده موز و طالبی عاشق همدیگه هستن

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    2

    وای مریم موز و طالبی🤣🤣🤌🏻 حقا که حق بود ترکیدم از خنده

    ۱ هفته پیش
  • یسنا

    2

    قشنگ کنار طالبی یه موز کم داشتیم 🤣🍌

    ۱ هفته پیش
  • هانیه

    2

    سمانه جون این پارت کم بودا😭

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    اره تا اومدم بخونم دیدم تموم شد😭 کاش با حال خوش امیرعلی پارت تموم میشد😢

    ۱ هفته پیش
  • هانیه

    3

    ای درد بگیره این زهره گه حرف خواستگار و انداخت وسط

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    دیده حریف امیر علی نمیشه میخواد فرناز و به زور شوهر بده .درد گرفته

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    4

    خبر نداره پسرش از فرناز تغذیه میکنه😏🤣

    ۱ هفته پیش
  • شقایق

    1

    البته امیرعلی الان یکم سو تغذیه گرفته باید شیر طالبی بخوره😔🤣

    ۱ هفته پیش
  • هانیه

    2

    وای شیر طالبی🤣🤣 خدا ترکیدم از خنده

    ۱ هفته پیش
  • سهیلا

    1

    شیر طالبی 🤣🤣 ببین یعنی قشنگ زدی تک خالی واقعا امیرعلی تا شیر طالبی نخوره اروم نمیشه😆

    ۱ هفته پیش
  • سرو

    2

    گندتون بزنه شیرطالبی رو دیگه از کجاتون درآوردین🤣🤣😜

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    2

    شیر طالبی دیگه غول مرحله آخره که طالبیا شیر داشته باشن مال الان نیست 🤣

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    من از این به بعد هر وقت بستنی طالبی بخورم یاد شقایق وامیرعلی میوفتمم😭🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • یسنا

    1

    میخواستم امروز شیر طالبی بخورم😭🤣

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    بخور عزیزم بخور نوش جونت 😈 گوشت بشه بچسبه به رونت 😂

    ۱ هفته پیش
  • یسنا

    1

    نه به احترام امیرعلی نمیخورم صبر میکنم اول این بچه شیر طالبیش و بخوره😔🤣

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    اینجوری که از اسمون و زمین سنگ جلو پا اینا میوفته فک نکنم نه تو بتونی شیرطالبی بخوری نه امیرعلی بخت برگشته 🤧😂

    ۱ هفته پیش
  • یسنا

    1

    سمانه ترو خدا به شیر طالبی بده این بچه بخوره من عذاب وجدان دارم😔😁

    ۱ هفته پیش
  • مهتاب

    2

    خدا شاهده من جای سمانه بودم اینجوری می نوشتم که زهره رو ببندن به صندلی امیرعلی بشینه جلو شیر طالبی بخوره تا دیگه واسه من دنبال شوهر دادن فرناز نباشه 🗿😆

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    2

    آروم باش مهتاب ما همه مثل خودتیم😁

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    درد نگیری شقایق ترکییدم از خنده 🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • شقایق

    2

    از این پس شیر طالبی ها را به یاد امیرعلی بخورید🤣

    ۱ هفته پیش
  • شیما

    1

    ببین به قول ندا این دیگه غول مرحله اخره🤣

    ۱ هفته پیش
  • ستاره ام

    1

    دارم هر هر میخندم مامانم میگه به چی میخندی میگم شیر طالبی میگه کجاش خنده داره نمیدونه ما داریم درباره چه نوع شیر طالبی حرف میزنیم🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    🤣🤣.از این به بعد به علاوه کشتی نوح شیر طالبی هم بشه رمز جدیدمون

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    1

    موافقم🤣 یعنی خدایی هیچ کجا کامنتاشون مثل رمان ما خفن نیست😎🤌🏻

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    بعله پس چی 😌😈هم رمان هم کامنتا هم بچه هامون خیلی باحالن

    ۱ هفته پیش
  • ستاره ام

    1

    مامانم میگه حالا قضیه شیر طالبی چیه نیشت بازه من الان چی بگم🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • شقایق

    2

    تو رو با مامانت تنها میذاریم ستاره🤣

    ۱ هفته پیش
  • یسنا

    2

    اصلا اسم رمان و باید بذاریم رد طالبی هایت🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    لعنت بهت یسنا 🤣🤣 عجب اسمشم بهش میاد

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    عاشقتم عجب راه حلی دادی بهش شقایق😂

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    آیدی تل سمانه رو بده بهش از خود سمانه بپرسه🤣

    ۱ هفته پیش
  • سهیلا

    1

    وای فکر کن بشه رد طالبی هایت😆

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    1

    دقیقا😂خبر نداره بیخ گوش خودش تو این مهمونی امیرعلی فرناز و قورت داده 😌🤣

    ۱ هفته پیش
  • شقایق

    2

    آقا من واقعا دارم حرص میخورم بابا امیرعلی اصلا دست این دختر و بگیر فرار کنید ای دهنت سرویس امید تو دیگه از کجا اومدی😡😡

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    3

    امید بدبخت که خبر نداره از قضیه اینا 🤧😂مقصر زهره ست که هی قضیه رو کش میداد

    ۱ هفته پیش
  • سهیلا

    2

    واکنش امید: اصلا به من چه! من اصلا چه کاره ام🤣

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    آره دقیقا الان مود امید همینه 🤣 من که نشستم یه گوشه دارم نون و ماستمو میخورم

    ۱ هفته پیش
  • سهیلا

    2

    حالا امیرعلی نره سراغ امید شانس بیاریم😁

    ۱ هفته پیش
  • سرو

    2

    ای بابا این خواستگار یهو از کجا پیداش شد

    ۱ هفته پیش
  • هانیه

    2

    از تو بووق😡 اینقدر دلم میخواد دهن این زهره رو جر بدم😡

    ۱ هفته پیش
  • سهیلا

    3

    نه تنها به کشتی نوح نزدیک نمیشیم که حالا امیدم افتاد وسطشون🗿

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    3

    بذار من برم این زهره و امید و با هم از وسط نصف کنم🗿

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    دست تنها نرو ندا منم با خودت ببر دوتایی از خجالتشون درایم

    ۱ هفته پیش
  • سرو

    3

    آرزو به دل میمونیم اول میعاد بعد لیلا حالاهم امید اصلا این داستان کشتی نوح ندارهما بیخودی منتظریم

    ۱ هفته پیش
  • هانیه

    3

    هی میخوام منم نا امید بشم اما این سمانه مطمئنم نقشه های شوم داره😆

    ۱ هفته پیش
  • شیما

    2

    منم حس میکنم این سمانه اینجوری ول نمیکنه ماجرا رو اصلا سورپرایز داره😁

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    حالا فک کن میعاد الان اتیش زیر خاکستره دو روز دیگه اونم میشه موی دماغشون 🥴

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    3

    وای میعاد و دیگه کجای دلم بذارم😵 💫

    ۱ هفته پیش
  • سرو

    2

    چه عجب حرفم رو سوراخ نکردی مرجان جون

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    دیگه دیدم یه مدت نبودم خیلی زشته نیومده حرفت و سوراخ کنم 🤣

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    از شانس بد امیرعلی هرچی بگی بر میاد 😢

    ۱ هفته پیش
  • ریحان

    3

    امیرعلی جان ازت خواهش میکنم یه دور کشتی نوح با این دختر برو بذار یه دونه جوجه امیرعلی پاش کشیده بشه وسط که دیگه بقیه دهنشون و ببندن😑 از طرف ستاد به زور حامله کردن فرناز🗿🎀

    ۱ هفته پیش
  • ندا

    3

    ریحان چنان قهقهه زدم داداشم داره چپ چپ نگاهم میکنه🤣🤣

    ۱ هفته پیش
  • ریحان

    3

    بابا به خدا دیوانه شدم همش این پسر تا مرحله بوق میره بعد حسرت به دل میمونه الانم که امید از وسط آسمون افتاد پایین

    ۱ هفته پیش
  • سرو

    3

    مطمعنی امیرعلی حسرت بدل میمون نه تو ریحان خانوم

    ۱ هفته پیش
  • ریحان

    3

    البته امیرعلی حرفه تر از اینه که حسرت به دل بمونه😆

    ۱ هفته پیش
  • ستاره ام

    2

    چقدر قشنگ گفتی دختر😆 واقعا باید همین کار و بکنه

    ۱ هفته پیش
  • مرجان

    2

    چه فکر به جا و به موقع و شیطانی و درستی به سرت زد ریحان ،دمت گررم🤣.#کمپین حمایت از کامنت ریحان 😁👌🏻

    ۱ هفته پیش
  • سهیلا

    3

    آقا ما هم تو کمپین شریکیم همه😎✌🏻😂

    ۱ هفته پیش
  • فرزانه

    1

    مقصر امیرعلیه که نمیگیره جلو چشم همه یه دور طالبی بخوره دهن همه رو ببنده من دیگه رد دادم😑🗿

    ۱ هفته پیش
کپی شد!