پارت سی و دوم :
خورشید در حال غرق شدن در افق خونین اقیانوس بود و سایههای کشیده و وهمانگیز عمارت، روی شنهای سرد ساحل به پایان میرسید. این تنها فرصت من بود. وقتی دو نگهبان سیاهپوش با قدمهای سنگینشان مسیر سنگی را سد کردند، ترسی که تا چند دقیقه پیش در مغز استخوانم رسوب کرده بود، ناگهان جای خود را به یک جنونِ کور و مهارنشدنی داد. یکی از آنها با صدای دورگهای ایست داد، اما من نایستادم. مشتی از
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیا
0کیانوش کیه؟! وای نهه نباید شیپ کنی مهراد باید یه رقیب گردن کلفت تر یا در حد خودش داشته باشه تا رمان جذاب شه این کیانو که معلومه له می کنه
۲ روز پیشم..
0از کجا معلوم له بشه؟ یه دفعه میبینی همدست مهراد جانی روانی همین کیان به ظاهر گوگولی باشه 😂
۲ روز پیشنیا
0نمی دونم شاید؛ ولی واقعا حس می کنم به یه رقیب خیلیی گردن کلفت برای مهراد نیاز دارم یکم حسودی کنه خیلیی ریحان در دسترسشه دیگع یا چه میدونم یکی از خانواده ریحان بیاد
دیروزنگین رمان فن
0نه بابا این کیان احتمالا یا پلیسه یا مامور مخفی ای چیزیه. حالا هر چیم باشه ساناز جان کمک میکنه گه حریف مهراد بشه دیگه واقعا همه از دستش به ستوه اومدن یکی یخورده اذیتش کنه
۵ ساعت پیشراز
0برای ریحان خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری..ولی مال ما میشه، خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت زند قفل دیگری
۱۸ ساعت پیشنگین
0ساناز خودت پشت و پناه این ریحان طفلی باش
۲۲ ساعت پیشنیا
0وایی چقد خوب بودد بعد چند پارت سنگین نفسس کشیدم مطمعنم مهراد تا الان فهمیده و دیوونه شدههعع
۲ روز پیشمینا
0اگر مهراد دوباره گیرش بیاره چی این دفه دیگه میکشتش😖
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نگین رمان فن
0منی که همین هیچی نشده دارم کیانوش با ریحان شیپ میکنم. به نظر خیلی گرین فلگ تر از مهراد روانی میاد